تبليغاتX
کشاورزی
 

تاریخچه پیدایش روغن کلزا

در ابتدا روغن کلزا مقدار مواد مضر گلوکزینولیت در کنجاله و اسید اروسیک در روغن آن بالا بوده و مصرف خوراکی نداشته و فقط برای جلا دادن وسایل چوبی همراه روغن برزک استفاده می‏شد . اگر چه در قرن سیزدهم این محصول در اروپا به عمل می‏آمد، ولی استفاده از آن تا زمان توسعه نیروی بخار عملی نشد. در آن زمان بود که ثابت شد ترکیب روغن کلزا، بهتر از هر وسیله لغزان‌کننده دیگری سطح فلزات را می‏شوید . در سال 1945 این گیاه به کانادا رسید و روی آن مطالعات ژنتیکی صورت گرفت و باعث شد آن را به روغنی خوراکی با درصد اسید اروسیک پایین تبدیل کنند. اولین روغن خوراکی حاصل از دانه کلزا، در کانادا سال 1956 تولید شد. این، سرآغاز پدیده‌ای بود که بعدها یکی از رویداد های موفق کانادا نامیده شد و محصولی که زمانی مورد توجه کشاورزان کانادا قرار گرفت، اکنون یک محصول عمده است که پس از گندم بیشترین درآمد را برای این کشور به همراه داشته و به حدی رشد کرده که دیگر نمی‏توان آن را یک محصول کانادایی دانست و نام کانولا در بسیاری از کشورها برای مصرف‌کنندگان نامی آشناست امروزه بسیاری از کشورهای دیگر نیز کانولا را کشت می‏کنند.

روغن کلزا به دلیل حضور اسیدهای چرب اشباع نشده و فاقد کلسترول از کیفیت تغذیه ای بالایی برخوردار است و بین ارقام و در شرایط مختلف تنوع زیادی در ترکیب اسیدهای چرب آن مشاهده می‏شود. برخی از گونه های کلزا که در گروه کانولا قرار دارند دارای کمتر از ۳۰ میکرومول گلوکوزینولات در هر گرم کنجاله بوده و روغن دانه آنها دارای مقدار زیادی اسیدهای چرب غیر اشباع و حدود ۲ درصد یا کمتر دارای اسید اروسیک بوده و روغن آنها به صورت خوراکی مصرف می‏شود. روغن کلزا بعد از روغن زیتون از نظر مقدار اسید اولئیک در بین چربی ها و روغن های نباتی خوراکی در مقام دوم قرار دارد. روغن كانولا بدليل داشتن تركيب متوازني از اسيدهاي چرب اشباع، غير اشباع از مزاياي كاربردي خاصي برخوردار است. وجود مقادير قابل توجهي اسيد اولئيك (غير اشباع ) در روغن كانولا سبب شده که اين روغن مقاومت خوبي در فرايندهاي حرارتي از جمله سرخ كردن عمقي داشته باشد. به همين دليل امروزه در فرمولاسيون انواع روغن هاي مقاوم مانند روغن سرخ كردني از روغن كانولا استفاده ميگردد. به عبارت ديگر اين روغن علاوه بر ارزش تغذيه اي بالائي كه به واسطه وجود اسيدهاي چرب چند غير اشباع دارد از مقاومت حرارتي بالائي نيز در حين فرايند پخت برخوردار مي باشد


 

نوشته شده توسط ali hamdi در جمعه سوم تیر 1390 ساعت 20:18 موضوع | لینک ثابت


تولید کلزا در ایران

کلزا در سال‏های گذشته به عنوان دانه ای که از آن به طور عمده روغن استحصال می‎گردد در کشور مطرح نبوده و در واقع برنامه ریزی مستقیم برای کشت وتولید این دانه واستحصال روغن آن، از سال 1379 آغاز و به تدریج رو به افزایش یافته است.ضریب استحصال روغن از دانه کلزا در مقایسه با سایر دانه ها بالاتر بوده و این صفت به علاوه عملکرد بالا در هکتار و سازگاری این گیاه با شرایط اقلیمی ایران موجبات اجرای طرح توسعه کشت و تولید آن را فراهم نموده است.سطح زیر کشت کلزا از سال‏های 1380 رو به افزایش بوده و متناسب با آن تولید دانه این گیاه رو به افزایش می‎باشد. بیشتر افزایش تولید کلزا مربوط به افزایش سطح زیر کشت و نه افزایش عملکرد در واحد سطح می‎باشد. این نشان دهنده این است که ما در زمینه کشت و کار کلزا در ابتدای کار هستیم و لازم است کارهای تحقیقات بیشتری در این زمینه صورت گیرد  


 

نوشته شده توسط ali hamdi در جمعه سوم تیر 1390 ساعت 20:10 موضوع | لینک ثابت


مدیریت خشکسالی درمراتع و چراگاه ها

خلاصه خشکسالی یک قسمت نرمال و دائمی از محیط مرتع است. آن یک مفهوم از اینکه خواه خشکسالی رخ خواهد داد نیست اما کی و چگونه سخت رخ خواهد داد. همیشه در دشتهای بزرگ شمال، دامداران در مقداری فاز مدیریت خشکسالی هستند. دامداران که آگاه اند احتیاج به آماده کردن برای تحمل و ترمیم سریع در نتیجه خشکسالی سپری شدن این دور با موفقیت گارانتی خواهد شد. اما سیکل خشکسالی غیر قابل پیش بینی است. آنجا نسخه خاصی برای مدیریت خشکسالی نیست. مدیریت خوب مرتع، مدیریت خوب خشکسالیست. آنجا هیچ فوت و فنی برای جبران چرای مفرط نیست. یک درک اصلی از قابلیتهای بالقوه محدودیت های تمام منابع پرورش دام برای مدیریت درست بنیادیست. ترازهای بالای قدرت گیاه و شرایط مرتع حساس برای تحمل و بازسازی سریع بواسطه خشکسالی اند. شناخت به یک اندازه مهم است که عملکرد دام را بهینه و ریسک مخاطرات احتمالی را به حداقل می رساند. ملاحظات خشکسالی باید متحد شوند به سوی مدیریت گیاه هر سال باشند.


 

نوشته شده توسط ali hamdi در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 ساعت 10:47 موضوع | لینک ثابت


معرفی علف کش اترازین

 Common Name:

atrazine (BSI, E-ISO, F-ISO, ANSI, WSSA, JMAF).

 Identity:

IUPAC name:

6-chloro-N-ethyl-N’-isopropyl-1,3,5-triazine-2,4-diamine

CAS name:

6-chloro-N-ethyl-N’-(1-methylethyl)-1,3,5-triazine-2,4-diamine

CAS Registry number:

1912-24-9

RTECS number:

XY5600000

Molecular formula:

C8H14ClN5

Relative molecular mass:

215.7

Structural formula:

Structural Formula


 

نوشته شده توسط ali hamdi در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 ساعت 20:0 موضوع | لینک ثابت


مَرْحَبًا بِالرَّبِيعِ فِي رَيْعَانِهِ وَبِأَنْوَارِهِ وَطِيبِ زَمَانِهْ
زُفَّتِ الأَرْضُ فِي مَوَاكِبِ آزَا رَ وَشَبَّ الزَّمَانُ فِي مِهْرَجَانِهْ
هكذا رحّب شوقي، أمير الشعراء، بالربيع، ولطالما كان الربيع هو الموسم الذي ينتظره الجميع، ليس الشعراء فقط بل كل من يتوق الى صفاء الربيع بعد موسم طويل من الصقيع. ومَن منا لا يحبّ الربيع ولا ينتظر قدومه؟ إلا الذين يعانون [...]

سال نو مبارک


 

نوشته شده توسط ali hamdi در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 ساعت 13:1 موضوع | لینک ثابت


کشت مخلوط

 

مقدمه

قبل ازصنعتی شدن کشاورزی سیستم تک کشتی از جایگاه خاصی برخوردار نبود . وتقریبا همواره درسراسردنیا گونه های مختلف گیاهان زراعی با یکدیگر کشت می شدند.علیرغم اینکه این روش درکشورهای که دارای کشاورزی صنعتی هستند ازبین رفته ولی هنوزدراکثرکشاورزی توسعه نیافته مناطق حاره رایج است.

گزارشات اخیرحاکی ازآن است که 98 درصدکشت لوبیاچشم بلبلی درافریقا و90درصدکشت لوبیا درکلمبیا به کشت مخلوط اختصاص دارد.

باوجوداینکه نسبت به گذشته ازاهمیت کشت مخلوط کاسته شده است ولی هنوزاین نوع سیستم دربسیاری ازمناطق جهان رایج بوده ونظرمحقفان زیادی را نیزجلب کرده.که موضوع اصلی این تحقیقات درزمینه کشت مخلوط درجهت پاسخ به این سوال که چراکشت مخلوط برکشت خالص برتری دارد. جواب این سوال را باید در اجزا کشت  مخلوط جستجو کرد.

 

ولی بطورکلی کشت مخلوط به دلایل زیرکشت می شود .

 

برخورداری از عملکرد بیشتر، جلوگیری از مخاطرات احتمالی، جلوگیری ازحمله افات ،استفاده بهینه ازمنابع موجود، ایجادتعادل درجیره غذایی انسان وعوامل مختلف دیگر مربوط می باشد.

 

 

تعریف کشت مخلوط

نوعی چند کشتی است که وابسته به مکان می باشد و کشت دو یا چند محصول به طورهمزمان دریک زمین رادربرمی گیرد. دراین سیستم افزایش محصول در بعد زمان صورت می گیرد

انواع کشت مخلوط

-1)کشت مخلوط در هم : عبارت است ازکشت همزمان دو یا چند گیاه بدون رعایت فواصل منظم کاشت

2-) کشت ردیفی: عبارت است ازکشت هم زمان دو یا چندگیاه به طوری که از بین ردیفها ماشینهای داشت براحتی عبور کنند.

3-)کشت مخلوط نواری : عبارت است ازکشت همزمان دو یا چند محصول در نوارهای باریک ولی برعکس کشت ردیفی امکان تردد ماشین آلات وجود ندارد.

 

4-) کشت تاخیری : کشت همزمان دو یا چند گیاه به طوری که تنها بخشی ازچرخه زندگی این گیاهان باهم تداخل دارد.   

همان طورکه گفته شدیکی ازمزیت های کشت مخلوط جلوگیری ومحافظت ازحمله افات می باشد. که درآن بحث خواهدشد.

حفاظت درمقابل افات

یکی ازعوامل مختلفی که می تواند دراصل تولید رقابتی منظور شود و شاید به عنوان بهترین مدرک محسوب گردد کاهش حمله افات درکشتهای مخلوط می باشد.

برسی های قبلی توسط پرین 1977,کاس 1978,نیکل1973,لیتنگرومودی 1976 به نتایج مشابهی رسیدند که افات درکشت مخلوط رو به کاهش می باشد بنابراین روشن است به دلیل تنوع بسیار درالگوی کار  به عنوان مثال کشتهای مخلوط حمله افات گیاه خوار را به وفور نشان می دهد.

 

فرانسیس وهمکاران (1978): دریافتند که میزان حمله شب پره پاییزه درکشت مخلوط ذرت ولوبیا درمقایسه باتک کشتی ذرت پاینتراست

درظاهر کاهش افات درکشت های مخلوط ازدلایل متفاوتی ناشی می شود.

ترنباس (1976): تشبیه گویایی را پیشنهاد نموده است که براساس آن یک افت اختصاصی ازدستیابی به میزبان خود در اثر نقش حایلی گیاه همراه بازداشته می شود.

ایر(1949) یک فرضیه 3 قسمتی  را ارئه نموده است .

1-گیاهان میزبان درکشت مخلوط بسیار پراکنده هستند وبه این دلیل به سختی توسط افت اختصاصی شناسایی می شوند.

2-یکی ازگونه هابه عنوان یک تله، افت را از یافتن گونه زراعی دیگرمنحرف می کند.

3-یکی ازگونه ها به عنوان یک مدافع درمورد افت عمل میکند.

روت(1973)نیز دوفرضیه تمرکز منبع وفرضیه دشمنان طبیعی راپیشنهاد داده است.

1-تمرکز منبع: اینکه درکشت مخلوط گیاهان میزبان به حالت غیرمتمرکزقرار می گیرد

2-دشمنان طبیعی: دیگر آنکه درکشت مخلوط نسبت به تک کشتی شکارگرها و انگلهای بیشتری را به خود جلب می نمایند وبر اثر این عوامل میزان حمله افات در کشت مخلوط کاهش میابد.

اشکا لات دونظریه اخیر

طبقه بندی ایر شکارچیها را در بر نداشته وطبقه بندی روت گیاهان تله را در تقسیم بندی خود قرار نداده است.

به طور کلی می توان نتیجه گرفت که مکانیسم های دخیل درمورد کاهش هجوم افات درکشت مخلوط به 3 گروه قابل تقسیم می باشد.

1-فرضیه گیاه زراعی حایل : بدین ترتیب که گونه گیاهی ثانوی ,توانایی یک افت را درمورد حمله موثر به میزبان خود درهم می شکند .این مورد بیشتردرمورد افات اختصاصی کاربرد دارد.

2-فرضیه گیاه زراعی تله : بدین مفهوم که یک گونه ثانوی، افتی را که به طور طبیعی به گونه گیاهی اصلی خسارت وارد می کند به سوی خود جذب می نماید این مورد بیشتر درافات عمومی کاربرد دارد.

3-فرضیه دشمنان طبیعی : به دین ترتیب که کشتهای مخلوط ،شکارگرها  و انگلهای بیشتری رانسبت به تک کشتی ها جلب می نمایند از این رو افات از طریق شکار ویا پارازیته شدن کاهش میابد.

فرضیه گیاهان حایل

رفتار عمومی تخم ریزی در کرم شاخه دار گوجه فرنگی,تصویری از کارایی فرضیه گیاه حایل می باشد .هنگامی که یک حشره ماده بالغ کرم شاخدار به توده ای ازپوشش گیاهی نزدیک می شود آن را با پای جلویی خود محک می زند احتمال دارد که این کار را باکسب یک ماده شیمیایی راهنما از گیاه مربوط انجام می دهد. اگر آن گیاه یک بوته گوجه فرنگی باشد دراین صورت حشره به سرعت یک تخم گذاشته وپس ازآن درحدود 10 تا 20 سانتیمتر بالاتر از گیاه پرواز می کند، و دوباره با گیاه روبرو شده و درنتیجه تخم دیگری رامی گذاردواین عمل قبل ازپرواز حشره 5 تا 10 بار تکرار می کند .حال اگرتوده گیاهی شامل گوجه فرنگی احاطه شده توسط لوبیا باشد دراین صورت پروانه بیشترازآنکه با برگ گوجه فرنگی مواجه شود با برگ لوبیابرخورد می کند، و در نتیجه بدون اینکه تخمی بگذارد به سرعت به موقعیت پرواز و خروج از توده گیاهی می رسد یعنی اگر پروانه باگیاه میزبان برخورد کند هیچ تخمی را بر روی آن نمی گذارد .به عبارت دیگر تخمگذاری بیشتر درتک کشتیهای گوجه فرنگی  -لوبیا می باشد.

به طور کلی بعضی عوامل باعث می شوند تا گیاهان میزبان کمتردرمقابل افات ظاهر گردند درکشت مخلوط گیاه زراعی اصلی از طریق بعضی از اعمال گیاه زراعی ثانوی ,به مقدارکمتری دربرابر افات ظاهر می شوند  این فرضیه به چند دلیل روشن می تواند صحیح باشد، بدین ترتیب که گونه گیاهی حایل تاثیر خود را به وسیله ایجاد محیط خردنامناسب برای افت و یا کاهش تولید مثل آن اعمال می نماید.

 

ایر و ریش): باکاربرروی سیستم ذرت لوبیا و کدو در کاستریکا مدارک بسیاری را در حمایت از فرضیه گیاه حایل جمع آوری نمودند که مربوط به چندین گونه از سوسکهای افت ذرت و لوبیا می باشد.

روزت(1986): نتیجه گیری کرد که کاهش Heliothis  sp وLiriomyza از روی گوجه فرنگی بر اثر تداخل لوبیای است که باگوجه فرنگی به صورت مخلوط کشت شده اند.

کاریوا (1987): نشان داد که باقرار دادن یک دیوار حایل در بین پلاتهای تک کشتی و کشت مخلوط به طور کلی تحرک و جابجایی افت کاهش می یابد و درنتیجه تاثیر سیب زمینی های کشت شده در مجاورت کلم کاهش پیدا می کند.

اسمیت (1969) وهالبرت واروین (1981):بیان کردند در هنگامی که به طور طبیعی یک کشت مخلوط فاصله زیادی را در بین گیاه میزبان و خاک ایجاد می کند شته با کارایی کمتری میزبان خود را پیدا می کند.

باچ (1981): دریک آزمایش جالب ثابت کرد که کیفیت گیاه ممکن است بوسیله کشت مخلوط تحت تاثیر قرار بگیرد به نحوی که گیاهان میزبان درکشت مخلوط نسبت به حالت تک کشتی مطلوبیت کمتری برای افات خود دارند وی دریافت که سوسک خیار ،برگهای خیار را در وضعیت تک کشتی،به خیارهایی که با گوجه فرنگی به صورت مخلوط کشت شده اند ترجیح می دهد.

بنابراین با توجه به آزمایشی که توسط باچ انجام شد می توان گفت که فرضیه گیاه زراعی حایل غیرمستقیم عمل می کند، و گونه زراعی ثانوی، در واقع کیفیت گونه گیاهی اصلی را از نظر مطلوب بودن برای افت دچار تغییر می کند

فرضیه دشمنان طبیعی

روزت(1973): پیشنها می کند که کاهش افات در کشتهای مخلوط بر اثر جذابیت کشت مخلوط برای شکارچیها و انگلها حاصل می شود .

به احتمال زیاد دلیل جلب دشمنان طبیعی عبارت است از اینکه در کشت مخلوط منابع و محیط های متنوع بیشتری درمقایسه با تک کشتی وجود دارد.

هانسن(1983): به وضوح افزایش فراوانی چندین گونه شکارچی را در یک سیستم کشت مخلوط ذرت و لوبیا چشم بلبلی در منطقه ای از جنوب مکزیک به اثبات رسانده است.

اندمیر وهمکاران (1983): بیان کردکه سورگوم دانه ای شکارچیهایی را جذب می کند که می تواند افت پنبه رابه طور موثرتری کنترل نماید.   

 

کرکسون (1976): گزارش داد که درکشت مخلوط ذرت وبادام زمینی نسبت به تک کشتی ذرت فعالیت عنکبوتهای شکارچی در مقابل کرم ساقه خوارذرت به طور موثرتری صورت می گیرد.

 

پرفلتو وهمکاران (1986): نشان دادند که سوسکهای خانواده کارابیده ازقطعات تک کشتی گوجه فرنگی ولوبیا نسبت به کشت مخلوط آن دو با سرعت بیشتری مهاجرت می کنند.

 

فرضیه گیاهان تله

 

لینکولن: بیان کرد هنگامی که ذرت به صورت نواری درمزارع پنبه کاشته شود موجب جلب کرم غوزه پنبه و دور نگه داشتن آنها ازگیاه پنبه گردید .

داده های به دست آمده توسط روزت وهمکاران (1986) دراین زمینه جالب توجه است . یک حمله غیر منتظره به وسیله کرم برگ خوار  مزرعه گوجه فرنگی را به کلی نابود کرد .در حالی که کشت مخلوط گوجه فرنگی ولوبیا در کاهش حمله افت تا حدود صفر درصد گزارش شد، روشن است که افت مزبور درکشت مخلوط به سوی لوبیا ها جلب می شود .به عبارت دیگر لوبیا ها به عنوان یک گیاه زراعی تله محسوب می شود.

 

تفاوت فرضیه گیاهان حایل و تله

 

مفهوم گیاه تله بامفهوم گیاه حایل یکسان می باشد ولی گمان می رود که گیاه حایل به روشهایی می تواند توانایی یک افت اختصاصی را در یافتن و باقی ماندن  بر روی گیاه میزبان از بین ببرد .

درحالی که گیاهان زراعی تله افات عمومی را به طریقی به سوی خود جذب می کنند که گیاه محافظت شده موردحمله مستقیم افت قرارنگیرد.

 

         

 

نتیجه گیری

 

به طور کلی به علت تنوع درکشت های مخلوط و همچنین جذابیت این نوع کشت ها برای دشمنان طبیعی خسارت وارده نه تنها از طریق افت بلکه بیماریها ,علف های هرز نسبت به تک کشتی ها کاهش می یابد.


 

نوشته شده توسط ali hamdi در شنبه هفدهم اسفند 1387 ساعت 17:41 موضوع | لینک ثابت


بررسي مفاهيم و نظريه هاي توسعه پايدار و چگونگي تطبيق شرايط كشور با آن

 

مقدمه :

     در سال 1987 كميسيون بين المللي محيط زيست و توسعه كه به كميسيون " برانت تنه " مشهور است، خواستار مساعي عمومي و رويه هاي رفتاري جديد در كليه سطوح و در راستاي منافع همه كشورها گرديد در گزارش اين كميسيون " توسعه پايدار به عنوان " توسعه اي كه احتياجات نسل حاضر را بدون آسيب رساندن به توانايي نسلهاي آينده در تامين نيازهاي خود بــرآورده نمايـد. تعريف شده است بـه عبارتي توسعه پايدار بر سـه اصـل عمده استـوار است : 1- پايداري بوم شناختي ؛ اين اصل بر انجام  توسعه با حفظ فرآيندهاي اساسي زيست محيطي، تنوع گونه‌هاي زيستي وحفاظت محيط زيست تاكيد دارد. 2- پايداري فرهنگي، اجتماعي؛اين اصل بركنترل مردم برسرنوشت خود در جريان توسعه تاكيد دارد. 3- پايداري اقتصادي ؛ اين اصل به استفاده بهينه از منابع و مديريت مناسب آنها به نحوي كه نسلهاي آينده هم دچار مشكل نشوند، تاكيد دارد.

توسعه پايدار منابع طبيعي و تطبيق شرايط كشور با آن

توسعه پايدار، چرخه منابع طبيعي را با فرآيند اقتصاد پيوند مي‌زند و راهبردهاي كلان مديريتي توسعه پايدار منابع طبيعي بدين شرح است. 1- تدوين و اجراي خط مشي هايي كه بهره برداري پايدار از زمين و مديريت منابع اراضي را مورد توجه و تشويق قرار دهد. 2 – بهره برداري از زمين ومديريت پايدار منابع زميني درچارچوب منظمي از قـوانين و مقررات و روشهاي هدايت كننده  3- تحقق اهداف چند منظوره و تعيين خط مشي هـاي مربوط بـه آن در سطوح ملي، منطقه‌اي و محلي با در نظر گرفتن مسائل محيطي 4- تقويت نظام برنامه ريزي و مديريت و ارزيابي منابع اقدام به از بين بردن مشكل بزرگ فقر.

توسعه پايدار كشاورزي و تطبيق شرايط كشور با آن:

     كشاورزي پايدار در برگيرنده حاصلخيزي و بهره وري خاك، كنترل آلودگي آفتكش‌ها، و كودها و.... است. گذار از كشاورزي متداول به كشاورزي پايدار در برگيرنده سه مرحله كارايي يا جايگزيني و بازطراحي است. در هر مرحله بازطراحي كه مهمترين مرحله است ساختارهاي سازماني در روش‌هاي تصميم‌گيري جديدي معرفي مي شود، بگونه‌اي كه با قوانين اكولوژيكي سازگار باشدُ.

بخش كشاورزي كشور در مرحله كارايي قرار دارد و در واقع براي گذار به كشاورزي پايدار در ابتداي راه قرار دارد.

توسعه انساني پايدار و تطبيق شرايط كشور با آن:

توسعه انساني را فرآيند بسط انتخابهاي انساني " تعريف نموده‌اند در هر سطحي از توسعه سه عامل يا گزينه ضروري براي مردم ملاك قرار مي گيرد كه عبارتند از: رسيدن به يك زندگي طولاني و توام با سلامت، كسب علم و دانش و دسترسي به منابع مورد نياز يك سطح زندگي مناسب و شايسته توسعه انساني داراي دو جنبه است، يكي شكل گيري توانمندي‌هاي انساني نظير افزايش مهارت و ديگري به كارگيري اين توانمندي‌هاي اكتسابي در راه مقاصد سازنده.

تحليل روندهاي عناصر تشكيل دهنده شـاخص تـوسعه انـسانـي طي دهـه هـاي گـذشتـه در ايران، درسهاي مهمي را براي توسعه انساني كشور به همراه دارند كه از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد  1- رشد شاخهاي آموزشي و بهداشتي دهه هاي گذشته باعث بهبود توسعه انساني در ايران از يك توسعه انساني پايين به يك توسعه انساني متوسط شده است 2- تغيير در وضعيت درآمد سرانه در يك چشم انداز بلند مدت نقش چنداني در بهبود توسعه انساني طي دهه‌هاي گذشته نداشته و در صورت وجود افزايش در درآمد سرانه اين امكان وجود داشت كه ايران به يك توسعه انساني بالاتري طي سال‌هاي اخير دست يابد و...

رفع فقر در توسعه پايدار و تطبيق شرايط كشور با آن:

از ديدگاه توسعه پايدار ، فقر به معناي انكار انتخاب‌هاو فرصت‌هايي براي گذراندن يك زندگي قابل تحمل است از اين ديدگاه فقر معنايي فراتر از رفع نيازهاي رفاه مادي دارد فقر انساني در برگيرنده انكار انتخاب‌ها و فرصت‌هايي است كه براي توسعه انساني جهت تداوم يك زندگي طولاني سالم و سازنـده و نيز بـراي مشاركت در زنـدگي اقتصادي، اجتماعي و سياسـي جامعه، بسيار اساسـي مي باشد.

براي رفع فقر در ايران راهبرد اساسي زير ضروري است :

رشد اقتصادي منافع حاصل از روند جهاني شدن، سرمايه گذاري در زمينه نيروي انساني و مشاركت سياسي براي از بين بردن فقر.

ارتقاي سلامت انسان در توسعه پايدار و تطبيق شرايط كشور با آن :

استراتژي كلي توسعه پايدار در زمينه ارتقاي سلامت انسان عبارتست از : تامين نيازهاي بهداشتي اوليه جمعيتهاي روستايي و شهري، فراهم ساختن خدمات تخصصي و ضروري بهداشتي زيست محيطي و هماهنگي براي مشاركت مردم در حل مسائل بهداشتي . خدمات بهداشتي بايد نيازمندترين بخش‌هاي جمعيت را در اولويت قرار داد و تحت پوشش قرار بدهد ، خصوصا" آنهايي را كه در مناطق روستايي زندگي مي كنند .اقدامات پيشگيرانه شامل مقابله با خطرات زندگي شهري و خطرات ناشي از آلودگي هوا نيز مي گردند.

وضعيت سلامتي شهروندان ايراني در دهه هاي اخير بهبود يافته‌است. گسترش تسهيلات بهداشتي و بويژه مراقبت‌هاي بهداشتي اوليه زمينه ساز رشد قابل ملاحظه اميد به زندگي شده است.

براي برخورد با مسايل و چالش‌هاي ايجاد يك نظام بهداشتي پويا وارائه خدمات بهداشتي فراگير اتخاذ اقدامات جديدي از سوي دولت و بخش خصوصي براي تداوم مراقبت‌هاي بهداشتي پايه و تقويت مبارزه با بيماري‌هاي واگير و غير واگير و فراگيرشدن مراقبت‌هاي بهداشتي ضروري‌است.


 

نوشته شده توسط ali hamdi در دوشنبه پنجم اسفند 1387 ساعت 18:11 موضوع | لینک ثابت


تاثير مواد آلي بر اگرو اكوسيستم

تاثير مواد آلي بر اگرو اكوسيستم :

 

در اكوسيستم هاي طبيعي مواد الي موجود در افق Aمي تواند بين 15 تا20% يا بيشتر باشد ولي در اكثر خاك كشاورزي اين ميزان 1تا 5 % مي باشد .در حالتي كه دخالت انسان كم باشد.ميزان ماده الي خاك عمدتا به اقليم و پوشش گياهي بستگي دارد . همبستگي زيادي بين مقدار ماده الي و ميزان كربن و نيتروژن خاك وجود دارد. ماده الي از اجزاي متفاوتي تشكيل شده است.كه شامل اجزاي  زنده كه خود ازريشه هاي گياهان وميكروارگانيزمها وموجودات خاك زي تشكيل شده اند واجزاي غير زنده كه بزرگترين اجزاي تشكيل دهنده خاك هستند شامل لاشبرگ ها وريشه هاي مرده  ضايعات متابلوكي  ميكروارگانيزم ها و مواد هموسي است .بين مواد الي زنده و مرده خاك دائما اثرات متقابل وجود دارد. تركيبات پيجيده كربن در بقاياي گياهي تازه سريعا تجزيه شده ودر نهيت در فرايندي بي نام هموسي شدن (Homification) دسخوش تقييرات شده ودر نهايت  هموس توليد مي كنند. بقاياي هموس داراي پلي مرهاي ارماتيك متراكمي است كه عموما به تجزيه هاي بعدي مقاوم هستند ومي توانند به صورت پايدار در خاك باقي بمانند .  مواد الي شكسته شده كه در خاك به بصورت پايدار در امدند درنهايت وارد  فرايند معدني شدن وطي اين فرايند عناصر غذايي موجود در اين مواد به صورت قابل جذب توسط ريشه گياهان آزاد ميشود بين هموسي شدن و معدني شدن تعادلي وجود دارد كه اين تعادل به عمليات زراعي بستگي دارد .

اهميت ماده آلي در خاك        

ماده آلي در خاك نقش مهمي را بازي ميكند و در پايداري كشاورزي اهمميت دارد . ماده الي علاوه بر منابع غذايي مهم كه براي رشد گياهان فراهم مي سازد در ساخت و تكامل وحفاظت خاك و نگهداري اكوسيستم خاك نيز حائز اهميت است.ماده الي خاك به عنوان جزء‌‌‌  ‌‌‌‌‌‌‌‌‌مهمي از ساختمان خاك جهت افزايش نگهداري اب وعناصر غذايي ونيز به عنوان منبع غذايي موجودات وميكرو اورگانيسم هاي خاك را فراهم مي كند ودر حفاظت مكانيكي سطح خاك اهميت دارد‌‌‌.

به محض اين كه خاك زير كشت برده شود مواد الي موجود در ان شروع به كاهش   مي كنند مگر اينكه اقدامات خاصي براي براي حفظ ان انجام شود . در نتيجه كاهش مواد الي خاك تغييرات  زيادي در خاك رخ مي دهد و ساختمان اسفنجي از بين رفته و وزن مخصوص ظاهري خاك شروع به افزايش مي كند خلل فرج كاهش و فعاليت زيستي كند  مي شود  .سرعت كاهش مواد الي در خاكهاي زير كشت به نوع محصول وعمليات زراعي بستگي دارد.بسياري از كشاورزان فكر مي كنند كه عملكرد بالا نشان دهنده يك خاك باور است اما از نظر اكولوژي كشاورزي كه در ان هدف حفظ و افزايش و تشكيل خاك وفرايندهاي حفاظتي شامل مواد الي است ،يك خاك بارور لزوما  يك  حاصلخيز نيست .در در يك كشاورزي  پايدار فرايندهاي خاك كه امكان توليد كشاورزي را فراهم مي كند (از جمله  مواد آلي) از اهميت بيشتري برخوردار هستند.


 

نوشته شده توسط ali hamdi در سه شنبه سی ام مهر 1387 ساعت 10:33 موضوع | لینک ثابت


قارچهای سیاهک :

راسته Ustilaginales شامل قارچهای بیمارگر گیاهی بوده و عموما بعنوان قارچهای سیاهک شناخته می شوند. این نام به گرد سیاه توده تلیوسپور برمی گردد که به صورت دوده روی گیاهان بیمار مشاهده می گردند.همه این قارچها به عنوان مولد بیماری، روی اندام زنده فعالیت دارند و مراحل ورت غیربیمارگر می باشند. حدود 1200 گونه از قارچهای سیاهک وجود دارد که در 50 جنس جای می گیرند. این قارچها به حدود 4000 گونه گیاه نهان دانه در بیشتر از 75 خانواده حمله می نمایند و علامت بیماری ایجاد می کنند. با اینکه بعضی قارچهای سیاهک از نظر جغرافیایی به مناطق کوچکی محدود می شوند ولی بقیه در هر جا که میزبان رشد نماید پیدا می شوند. گونه ای که غالبا در همه جا پیدا می شود Ustilago maydis می باشد که سیاهک معمولی ذرت را به وجود می آورد. گونه U. avenae سیاهک آشکار یولاف و گونه Urocystis magica که سیاهک پیاز و گونه های Tilletia بیماریهای سیاهک پنهان را در انواع غلات ایجاد می کنند.
شاخه کیتر یدیومیکوتا (Chytridiomycota) :


شاخه کیتریدیومیکوتا دارای تنها یک رده chytridiomycetes بوده و فقط اعضایی از سلسله قارچها را در بر می گیرد که در برخی مراحل زندگیشان سلولهای متحرک تولید می کنند. به استثنای چند گونه با سلولهای پرتاژک (polyflagelate)، سلولهای متحرک این موجودات (زئوسپورو گامت) تنها یک تاژک شلاقی عقبی دارند. صفات دیگر گونه های این شاخه که متداول بوده وممکن است سایر قارچها هم آنها را نشان دهند عبارتند از :

(1) ساختار پیوسته یا تال، هم یاخته (coenocytic) ساختار کروی یا تخم مرغی شکل، ریسه ساده طویل یا میسلیوم خوب توسعه یافته

(2) تبدیل تخم به یک اسپور استراحتی یا مقاوم یا (resting spore) اسپورانژیوم استراحتی، یا در یک راسته، رشد آن به یک تال دیپلوئید ختم میشود. دیوار سلولی این قارچها حاوی کیتین و گلوکان است. سلولز فقط در یک گونه ثابت شده است ؛ های پاتوژن گیاهی از جمله : ,Olpidum ,synchytrium physoderna maydis و Urophlyctis alfalfa

گونهS.endobioticum باعث بیماری مهمی در سیب زمینی به نام بیماری زگیل سیاه می گردد در حالی که O.brassicae بیمارگر ریشه کلم است و ناقل مهمی برای تعدادی از ویروسهای گیاهی بااهمیت اقتصادی، می باشد.

گونه هایی اندوبیوتیک (endobiotic) هستند که کاملا داخل سلولهای میزبانشان زندگی می کنند. تال بالغ توسط دیوار سلولی احاطه می شود. گونه های دیگر، اپی بیوتیک (epibiotic) هستند و اندامهای تولید مثلی خود را در سطح میزبان زنده و برخی تکه های مواد آلی بی جان تولید می کنند و اندامهای جذبی آنها درون یافتهای مرده یا زنده که روی آن زندگی می کنند فرورفته است. در اشکال هولوکارپیک (holocarpic) تال به طور کامل ممکن است به یک یا چند اندام تولید مثلی تبدیل شود. در گونه های دیگر، اندامهای تولید مثلی فقط از یک قسمت تال یا شبه ریشه یا ریزوئید مجزا ایجاد می شود که آنها یوکارپیک (eucarpic) نامیده می شوند. هر تالی که فقط یک مرکز رشدی و تولید مثلی واحد تولید کند، تک مرکزی یا تک کانونه (monocentric) است. اگر بیش از یک مرکز رشدی تولید گردد، چند مرکزی یا چند کانونه (polycentric) نامیده می شود.

تکثیر غیرجنسی در کیتریدها توسط زئوسپورهاست که در اسپورهاست که در اسپورانژ تولید می شوند. در اوایل توسعه، اسپوانژ حاوی پروتوپلاسم تقسیم نشده یا هسته های فراوان است. همچنانکه اسپورانژیوم توسعه می یابد کل پروتوپلاست به بخشهای تک هسته ای کوچک و فراوان تقسیم می شود که هر یک به صورت زئوسپوری با تاژک عقبی در می آیند. زئوسپورها ممکن است زمانی که اسپورانژیوم تخلیه می شود از طریق یک یا چند پستانک (papilla) ظاهر شوند. یک پستانک یا پاپیل تخلیه (discharge papilla) در دیوار اسپورانژیوم یا در نوک لوله خارج شده از آن تشکیل می شود.

در برخی گونه ها تجمع ریبوزومی، ساختار مشخص و جالبی است که کلاهک هسته ای (nuclear cap) نامیده می شود.

روشهای گوناگون پلاسموگامی کیتریدها :

1- آمیزش پلانوگامتی (planogametic copulation) :

الف) تلقیح پلانوگامتهای همسان : دو گامت که از نظر شکل ظاهری مشابه اما از نظر فیزیولوژیکی متفاوتند، در آب شنا کرده و برای تشکیل یک زیگوت متحرک ترکیب می شوند، در برخی گونه ها، گامتهای حاصله از یک گامتانژیوم در محل تولید ترکیب نخواهند شد.

ب) تلقیح پلانوگامتهای غیرهمسان: یکی از پلانوگامتها به طور قابل توجهی بزرگتر از دیگری است. ترکیب در آب انجام میشود و یک تخم متحرک تشکیل می گردد.

ج) باروری یک گامت ماده غیر متحرک (تخمک)

توسط یک گامت نر متحرک (آنتروزوئید) :

گامتهای متحرک از گامتانژ نر (گاهی به نام آنتریدی) به داخل آب آزاد می شوند و شنا می کنند. برخی از آنها به گامتانژ ماده (گاهی به نام ااگونیوم) می رسند. سپس به گامت نر داخل ااگونیوم می شود و با تخمک درون آن ترکیب می گردد.



2-آمیزش گامتانژی (gametangial copulation) :

در کیتریدها این روش توسط انتقال پروتوپلاست کامل یکی از گامتانژیومها به داخل دیگری انجام می شود.

3- سوماتوگامی یا تن آمیزی (somatogamy) :

این روش ترکیب ساده ساختارهای رویشی است. در برخی کیتریدها ترکیب میان رشته های ریزوئیدی مقدمه ای برای تشکیل یک اسپور استراحتی است.

راسته اسپیزلومیستال ها (spizellomycetales) :

جنس Olpidium عضوی از راسته Spizellomycetales است که نزدیک 30 گونه انگل گیاهی اندوبیوتیک و هولوکارپیک روی جلبکها، خزه ها و گرده، برگ و ریشه های گیاهی گلدار دارد. توسعه در این جنس اگزوژنوس مونوسنتریک است. یکی از گونه های بسیار معروف O.brassicae است که ناقل تعدادی از ویروسهای گیاهی است. این گونه عموما به ریشه های کلم حمله می کند.

راسته کیتریدیالها (chytridiales) :

جنس Synchytrium :

شاخه آنها قارچهایی اندوبیوتیک، هولوکارپیک با اسپورانژ فاقد دریچه (Inoperculate) هستند. در این جنس تال به صورت کلنی بوده و توسعه آن اگزوژنوس چند مرکزی یا پلی سنتریک است و به چندین اندام تولید مثلی (اسپورانژ یا گامتانژ) تقسیم می شود که با یک غشای عمومی پوشش یافته و یک سور را تشکیل می دهند. بهترین گونه شناخت شده این جنس S.endobioticum است. قارچ باعث برزگ شدن سطح سلولها (hypertrophy) و افزایش تعداد آنها (hyperplasia) در سیب زمینی آلوده شده و آنها را به بافتهای زگیلی تبدیل می کند. غده ها هم ممکن است به بیرون از خاک توسعه یابند، که در این صورت آنها سبز بوده و توده ای از بافتهای برگ مانند به وجود می آورند.
بیماری سیاهک از نظر اقتصادی با اهمیت است، میلیونها دلار خسارت و ضرر روی گیاهان غذایی و زینتی به وجود می آورد. بسیاری از بیماریهای سیاهک که عموما پراکنش زیادی دارند مشکلات جدی روی گیاهان زراعی که مورد تغذیه بسیاری از جمعیتهای دنیا می باشند، ایجاد می کنند. برای مثال بیماریهای سیاهک پنهان اخیرا مشکل عمده در جهان تولید کننده گندم است. مثال دیگر همان سیاهک هندی است (karnal bunt) که بوسیله Tilletia indica ایجاد می شود. ابتدا در منطقه بومی، بیماری ناچیزی بود و گسترش یافته و مشکل عمده ای در بسیاری از مناطق گندم کاری دردنیا شده است. قارچ عامل این بیماری (T.indica) روی پوشش یا قسمت بیرونی جنین میزبان زندگی می کند و چون مواد غذایی گندم از طریق آوندها تامین می شود موجب گرسنگی آندوسپرم جنین می گردد. با اینکه بیماری قسمتی از میزبان را مورد حمله قرار می دهد نام سیاهک محدود یا نیمه به این بیماری اطلاق می گردد. سیاهک پنهان دیگری که به صورت جدی روی گندم فعالیت دارد، سیاهک پنهان معمولی و پاکوتاه نام گرفته است و دو گونه به نام T.tritici و T. laevis و گونه T. controversa عامل این بیماریند. این عوامل بیمارگر مثل سیاهک هندی عمل می کنند گندمها خسارت می بینند و تلیوسپورهای سیاه را به وجود می آورند و بوی اطراف مزرعه به علت تری متیل آمین (حالت بوی ماهی پوسیده) می باشد و سیاهک بدبو نام گرفته اند. بیماری سیاهک موجب آلودگی گندم پایین آمدن ارزش آن برای تغذیه انسان می شود. تعداد زیادی از تلیوسپورها به وسیله هوا در موقع برداشت توزیع می شوند و بیماری را در منطقه توسعه می دهند و حتی در افرادیکه روی گندم کار می کنند حساسیت ایجاد می نمایند.

برای کنترل سیاهک پنهان می توان از قارچ کشها قبل از کشت گندم استفاده نمود. گرچه مواد شیمیایی خوبی برای کنترل سیاهک پاکوتاه نیست ولی ارقام میزبان مقاوم برای کنترل سیاهکها موفق بوده است. در امریکا سیاهک پاکوتاه در مناطق خاصی که با برف مدتی پوشیده می شوند مشکل ایجاد می کند، ولی به هر حال گندمهای صادر شده چین این بیماری را دارند. البته ممکن است گندمها در ابتدا آلوده به قارچ عامل بیماری نباشند ولی داخل انبار و یا وسایل حمل و نقل و سایر موارد ممکن است قارچ بیماری یعنی T. controversa را منتقل نمایند.

با توجه به اهمیت اقتصادی بیماریهای سیاهک بهتر است یکی از آنها مثل سیاهک ذرت با گونه Ustilago maydis مورد بحث قرار گیرد. این بیماری عموما در هر جا که ذرت کشت می شود یافت می گردد، البته ممکن است روی ذرت شیرین نیز خسارت عمده داشته باشد. به هر حال این عامل بیمارگر روی دانه ذرت غده ایجاد می کند و این ذرتها ممکن است به صورت غذا در قسمتهایی از دنیا مورد استفاده باشد و با این حالت آلودگی دانه های ذرت تولید گالهای زیاد را شامل شده است.

خانواده دیگر از قارچها که باعث سیاهک علفهای هرز می شوند متعلق به Caryophyllaceae بوده که آلودگی سیستمیک در میزبان خود ایجاد می کند. تلیوسپورها در پرچمهای گلهای گیاهان آلوده تولید می شوند و با حشرات هاگدانها و شیرابه گلها به سایر گیاهان پخش می گردند، گرچه حضور عامل بیماری به عادت حشره مربوط نمی شود. علفهای هرز معمولی مثل Silene alba و M. ciolacceum گلهای ماده را به گلهای نر منتقل می کنند و هاگ نیز جابه جا می شود.

گونه های زیادی از سیاهک روی گیاهانی که از نظر اقتصادی مهم نیستند واقع می شوند و لذا به صورت ضعیف شناخته شده اند. البته جنس Doassansia گونه های زیادی دارد و در گیاهان آبی فعالیت می کنند، در مناطق پرآب ممکن است گونه های زیادی باشند و یا سیاهکها در سیستم غیرکشاورزی در گیاهان بومی یافت می گردند.

خصوصیات عمومی سیاهکها :

قارچهای سیاهک به نظر می رسند بیمارگر اجباری در گیاهان گلدار باشند و در طبیعت چرخه زندگی دو هسته ای دارند. گرچه قسمتهای متنوعی از گیاهان میزبان ممکن است آلوده باشند، از جمله برگها، ساقه ها، حتی ریشه ها ولی عمدتا قسمتهای گلدار گیاه را مورد حمله قرار می دهند. در بعضی میزبانها آلودگی دائمی وجود دارد زیرا عامل بیماری در زمستان در بافت میزبان باقی می مانند، رشد اولیه در بهار از مناطق آلوده آغاز شده و به مناطق دیگر گسترش می یابد. گفته می شود تعداد کمی از گونه ها مکینه تولید می کنند ولی در حال حاضر شواهد چنین اشکالی را بیان نمی کند. ریسه بعضی گونه ها در بین سلولهای میزبان غیر مشخص رشد می کنند و موجب مرگ سلولها نمی شوند لذا اثر ریسه در سلولها خیلی کم است. جدار ریسه های انتهایی در قارچ سیاهک دارای روزنه کوچک است و شبیه پل ارتباط می شوند که در ریسه دو هسته ای یعنی قارچهای سیاهک بحث می شود. البته ریسه در تقسیمهای انفرادی همیشه دو هسته ای نمی باشند، در مرحله توسعه اولیه ریسه، قسمتها اغلب چند هسته ای و در بعضی گونه ها به نظر می رسد دو هسته ای نمی باشند، در مرحله توسعه اولیه ریسه، قسمتها اغلب چند هسته ای و در بعضی گونه ها به نظر می رسد دو هسته ای دیر توسعه یابد. در بعضی موارد دو هسته ای آشکار تا قبل از اسپورزایی قابل مشاهده نیست. گونه های جور هسته در قارچهای سیاهک بیمارگر نیستند و به راحتی در محیط کشت مغذی ساده رشد می کنند، اصولا گونه های جور هسته مانند مخمرها رشد می نمایند. این سلولها معمولا به Spordia بر می گردد و بیشتر قارچهای سیاهک روی آمیزش ریسه ها آزمایش می شوند. ریسه های دو هسته ای در بسیاری از گونه ها در محیط کشت حاوی اسپوریدی به وجود می آید. رنگ سفید و شکل نخی موجب نمایش عملی دو هسته ای شدن می شوند.

دوهسته ایها به سختی در محیط کشت باقی مانده و سریع شکسته می شوند، به هر حال مرحله دوهسته ای در تعداد کمی گونه برای طول زیاد در محیط کشت رشد می کند. قارچهای سیاهک پنهان Tilletia controversa و سیاهک نیشکر Ustilago scitaminea در محیط کشت، تلیوسپور تشکیل می دهند.

تلیوسپورها و تکثیر :

تلیوسپورها که اسپورهای سیاهک نامیده میشوند، اسپورهای در حال استراحت قارچهای سیاهک می باشند. اینها در توده ای که سوری (sori) نام دارد تشکیل می شوند و در محل گلهای میزبان، جنین بذور، برگها، ساقه ها حتی ریشه ها به وجود می آیند. الگوهای متنوعی در توسعه اسپورها در قارچهای سیاهک یافت می شود، ابتدا میسلیوم در محل اسپورزایی توسعه یافته، در بعضی گونه ها ریسه در فضای بین سلولی در میزبان ایجاد می شود در بعضی دیگر در داخل سلولهای میزبان توسعه می یابند. این حالت توسعه که در داخل سلولها می باشد در سیاهک نواری برگ با گونه U.striiformis واقع می شود.

در بسیاری از بیماریهای سیاهک توسعه ریسه موجب سبززردی (کلروز) و متورم شدن بافت میزبان می شود. به هر حال در گیاهان ذرت آلوده با U.maydis بر اثر پررشدی و پرازدیادی سلولهای میزبان گالها توسعه می یابند.

در تعداد کمی جنس مثل Entyloma و Entorhiza و بعضی گونه های Tilletia تلیوسپورها به صورت انفرادی در انتهای ریسه به وجود می آیند و ممکن است در مرحله رسیدن دارای دم پایه نیز شده و در بعضی گونه ها با وجود قسمتها از یکدیگر متمایز می شوند. در مورد دیگر دیوار ریسه مولد تلیوسپور ژلاتینی است و موجب تغییر پروتوپلاسم به تلیوسپور می گردد . این شرایط موجب تولید کلامیدوسپور در گونه های مختلف می شود و بعضی از آنها به عنوان تلیوسپور نام می برند. در بعضی قارچهای سیاهک میسلیومها قبل از تشکیل تلیوسپور توسعه می یابند و بعضی میسلیومها سترون به نظر می رسند و برای تهیه اسپور رشد نمی کنند. بعضا ستونک درست می کنند که می تواند در تشخیص گونه ها مفید باشد.

بدون توجه به نحوه تولید تلیوسپور به نظر می رسد آنها از ریسه های دوهسته ای به وجود می آیند. در بعضی گونه ها هسته آمیزی در تشکیل تلیوسپور خیلی زود اتفاق می افتد و لذا جوانترین اسپور یک هسته دو برابر می باشد ولی در بقیه گونه ها تلیوسپورها در اواخر دو هسته خواهند شد. میوزها در جوانه زدن تلیوسپورها واقع می شود.

خصوصیات تلیوسپور مثل اندازه، شکل، رنگ و زینتی بودن آنها در طبقه بندی راسته Ustilaginales بااهمیت خواهند بود. سطح زینتی آنها خیلی مهم است وحداقل در سطح گونه ها به کار می رود، الگوهای متفاوت زینتی بودن وجود دارد. بعضی اسپورها مشبک، بعضیها خاردار یا زگیل دار می باشند و بعضیها سطح صافی دارند. بیشتر تلیوسپورها کروی شکل، زرد رنگ، قهوه ای و سیاه رنگ می باشند، ولی رنگهای تلیوسپور در میکروسکپ با رنگ توده آنها یکنواخت نیست و یا اسپوری که در میکروسکپ قرمز رنگ است ممکن است در توده سیاه رنگ به نظر برسد. تعدادی سلول ممکن است با هم مجتمع شده و توپهای اسپور به نظر برسند، این حالت در سلولهای جنسی یا سترون متفاوت است.

تلیوسپورهای بعضی قارچهای سیاهک قادرند برای چند سال در خاک بمانند، جوانه زنی گونه های راسته Ustilaginales در مناطق معتدل مطالعه شده و حرارت کم نیز مورد علاقه آنها بوده است. البته سرما خفتگی را در بعضی گونه های شمال آمریکا می شکند ولی به هر حال، سرما برای جوانه زنی گونه های جنوب لازم نبوده است.

علاوه بر حرارت، رطوبت، PH و وجود یا عدم وجود انواع مواد، نور ممکن است در جوانه زنی تلیوسپور قارچهای سیاهک اثر داشته باشند.

قبل از ترک جوانه زنی تلیوسپور و تشکیل بازدید یوسپور باید توجه شود که این حوادث در قارچهای سیاهک بسیار متنوع است، تنوع به گونه ها و شرایط محیطی بستگی دارد. برای مثال ممکن است میسلیوم اولیه یک شاخه یا چند شاخه و بند دار و بدون بند باشد. در بعضی موارد تعداد کمی و یا هرگز بازیدیوسپور تشکیل نمی شود و میسلیوم اولیه ممکن است ریسه دوهسته ای آلوده کننده تشکیل دهد. معمولا بازیدیوسپورها به صورت جانبی و یا انتهایی تشکیل می شود و اصولا ممکن است بازیدیوسپورها از تعدادی کنیدی که به اسپوریدی ثانویه برمی گردد، و به وجود آید. اگر این نوع بازیدیوسپور در محیط کشت مغذی جایگزین شود با جوانه زنی چند جمعیت تشکیل می دهند و مرحله جور هسته چرخه زندگی سیاهک مشاهده می شود.



نفوذ قارچهای سیاهک به گیاهان میزبان:

با اینکه در بعضی قارچهای سیاهک میسلیومهای اولیه قادرند گیاهان میزبان راآلوده کنند، به طورکلی به نظر می رسد بازیدیوسپور و اسپوریدیهای ثانویه اولین عوامل آلودگی هستند و لذا بیشترین اهمیت را دارند. اندازه کوچک و انتقال طبیعی بازیدیوسپورها و اسپوریدیها مطالعات جریان نفوذ را مشکل نموده است و لذا جزئیات نسبتا کمی از اهمیت این حادثه دانسته شده است. با اینکه جنسهای زیادی در مورد چگونگی داخل شدن قارچهای سیاهک به درون میزبان وجود دارد، بسیاری از این اخبار در تضاد هستند و تعداد کمی با میکروسکپ الکترونی و نوری پیشرفته تائید می شوند و در نتیجه خیلی مطالب برای یادگیری جنبه های زیست شناسی راسته Ustilaginales باقی مانده است.

در مورد سیاهک هندی گندم به وسیله T.indica شواهد قوی تهیه شده است به گونه ای که جوانه زنی اسپوریدی ثانویه از طریق روزنه های استومات روی پوشینه (گلوم و گلومل) داخل میزبان می شود.

خانواده یوستیلاجیناسه (Ustilaginaceae) :

اعضای این خانواده میسلیوم اولیه بند تولید می کنند و بازیدیوسپورهای جانبی و هم انتهایی تشکیل می شود. میسلیوم اولیه از تلیوسپورها که بزودی پس از تشکیل و فقط بعد از یک دوره خواب جوانه می زنند به دست می آیند. در بعضی گونه ها میوزها در تلیوسپور وقوع می یابد و هسته به طرف میسلیومهای اولیه حرکت می کند و جداره ها سلولها را از هم جدا می کند و میسلیومها چند سلولی و چند هسته ای می گردند.

خانواده Ustilaginaceae شامل تعدادی گونه مهم اقتصادی است و برای مثال گونه Ustilago avenae عامل سیاهک آشکار یولاف، گونه U.nuda عامل سیاهک آشکار جو، گونه U.tritici عامل سیاهک آشکار گندم و گونه U.maydis عامل بیماری سیاهک ذرت می باشد. علاوه بر اهمیت اقتصادی گونه ها، بعنوان عوامل قابل استفاده در تجزیه آزمایشی و آزمایشگاههای ژنتیکی به کار می روند. مراحل جور هسته و هاپلوئید گونه U.maydis به راحتی در محیط کشت ساده و اراضی کشت رشد می کنند. با تلقیح برگهای جوان به وسیله اسپوریدی ممکن است کمتر از دو هفته تلیوسپورها به دست آیند و تلیوسپورها قابل جداسازی خواهند بود.

بیماری سیاهک ذرت به وسیله تولید انواع گالها در اندازه های مختلف تشریح می شود. عامل بیمارگر در نهایت تلیوسپورهای سیاه و پودری تولید می کند. هنگامی که جنین آلوده می شود بیشتر خسارت روی میزبان انجام می شود، معمولا آلودگی در خوشه، کاکل، برگهای جوان ریشه های میزبان ایجاد می شود.

خانواده تیلشیاسه (Tilletiaceae) :

روش جوانه زنی اعضای این خانواده با آنچه در خانواده Ustilaginaceae رخ می دهد متفاوت می باشد.

از اعضای شناخته شده خوب در این خانواده جنس Urocystis می باشد. گونه های این جنس اسپورهای توپی دائمی دارند و لایه بیرونی در سلولهای سترون خواهند داشت و با یک یا چند تلیوسپور احاطه می گردند. گونه U.cepulae عمومی است و بعضی مواقع عامل بیماری در پیازها می باشد، جنس Entorrhiza وابسته به خانواده Tilletiaceae بوده ولی خیلی کوچک است. اعضای این جنس در خانواده های Cyperaceae , Juncaecceae آلودگی ریشه ایجاد می کنند. تنها ظهور بیماری تولید تورم گال شکل
روی ریشه می باشد.


 

نوشته شده توسط ali hamdi در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 19:47 موضوع | لینک ثابت


مراحل رشد گندم (روش زادوکس)

The Zadoks decimal growth stages

Growth is a complex process with different organs developing, growing and dying in overlapping sequences. However, it is easier to think of it as a series of growth stages as in the Zadoks scale. This has 10 main stages, labelled 0 to 9, which describe the crop. These are named in the following table.

Table of the Zadoks decimal growth stages (Z0.0 to Z9.9)

main
stage

DESCRIPTION

sub-
stage

main
stage

DESCRIPTION

sub-
stage

0

germination

0.0-0.9

5

heading

5.0-5.9

1

MS leaf production

1.0-1.9

6

anthesis

6.0-6.9

2

tiller production

2.0-2.9

7

grain milk stage

7.0-7.9

3

MS node production
(stem elongation)

3.0-3.9

8

grain dough stage

8.0-8.9

4

booting

4.0-4.9

9

ripening

9.0-9.9

MS = main shoot or parent shoot
Growth stages follow Zadoks, J.C., Chang, T.T., Konzak, C.F. (1974)

Decide first which of the main stages best describes your crop. This description is often all you need. But look more closely and give the crop a decimal value sub stage as well. These sub stages depict the degree of completion of the main stage. For ex-ample, stages Z1.1 to Z1.9 are when main stem (MS) leaves 1 to 9 become visible. Similarly, Z2.1 to Z2.9 cover the appearance of 1 to 9 tillers on the plant, and Z3.1 to Z3.6 the presence of 1 to 6 nodes or joints (p 88) on the main stem.

Main stages 1 and 2 describe leaf and tiller production that actually occur in parallel, not in sequence. Similarly there is some overlap of main stages 2 and 3. This overlap means that your crop can have two or even three Zadoks stages at the one time. The drawings illustrate germination and 3 stages during vegetative growth with their Zadoks decimal codes (identified as Z in this booklet but elsewhere often abbreviated to DC for Decimal Code). Notice that the drawing on the right of the illustration has two Z codes describing its four main stem leaves (Z1.4) and two tillers (Z2.2).

HM Rawson

Booting, heading and anthesis

These stages are easily identified (see photos). As with earlier stages, the number following the decimal point denotes the degree to which the process is complete. So Zadoks 5.1 is when the tip of the average spike in the field is 0.1 or 10% emerged (ear peep) while Z5.9 is when 0.9 or 90% of the average spike is above the flag leaf collar. Anthesis stage or flowering marks the beginning of grain setting and filling. When the anthers are freshly displayed they are bright yellow. They bleach white within 3 or 4 days (mid anthesis or Z6.5). Most of the main stages are shown on the diagram on page 8 where they are associated with other developmental processes (shaded green) and with the components of yield.

The internal stages that drive development

Zadoks stages describe what you can see with the naked eye, but it is the apex, spike or growing point of the plant, which you can’t see enclosed inside the leaf sheaths, that is the first indicator of when the plant steps through its main stages. It is the control room of the plant. Two important stages of the growing point are double ridge and terminal spikelet. Double ridge stage (p 88) signifies that the plant’s main growing point will produce no more primordial leaves, and instead will produce primordial spikelets of the young spike. At that time, the enclosed growing point is still at the crown of the plant below the soil surface. Terminal spikelet (p 90) is when the tiny spike has produced all its spikelets. Then that spike, which is only 2 mm long, will dominate less advanced growing points in the tillers; some will die, as will their tillers. To see that tiny spike, split a shoot with your thumb nails about 1 cm above the crown and peel off the little leaves. Though it is tiny, it already looks much like an emerged spike. The next figure shows when double ridge and terminal spikelet occur in relation to the Zadoks stages.

Double ridge stage

HM Rawson

External & internal stages and when yield is formed

The following figure relates the external Zadoks stages of the plant (red) and the two internal stages, double ridges and terminal spikelet (check the vertical text). It shows when the shoot components are initiated, grow and die (green boxes) and when the yield components are formed (bars). This figure will help you decide what components you are affecting by your field practices at particular times.

HM Rawson

Pictures to help identify all the Zadoks (Z) growth stages


 

نوشته شده توسط ali hamdi در دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 20:12 موضوع | لینک ثابت