هشت هزار گونه حشره در ايران وجود دارند

ايسنا- در ايران حدود هشت هزار گونه حشره وجود دارد كه تعداد گونه‌هاي شناسايي شده كمتر از حدود 30 درصد مجموع گونه‌هاي موجود است.

 

دكتر علي‌اصغر طالبي، استاد دانشگاه تربيت مدرس با اعلام اين خبر گفت: كشور ايران به دليل تنوع آب و هوايي يكي از غني‌ترين كشورها از نظر گونه‌هاي جانوري مخصوصا حشرات است كه حدودا هشت هزار گونه حشره به طور قطع در ايران وجود دارد.

 

او افزود: بيش‌ترين حشراتي كه در ايران شناسايي شده مربوط به راسته‌هاي سخت بال پوشان، بال پولك داران يا پروانه‌ها، زنبورها و دو بالان است.

 

طالبي خاطرنشان كرد: بيش از 60 درصد گونه‌هاي شناسايي شده مفيد هستند كه به صورت شكارگر از گونه‌هاي آفات تغذيه مي‌كنند و جمعيت آن‌ها را طبيعت در سطح پايين‌تر از سطح زيان اقتصادي نگاه مي‌دارد.

 

اين محقق در ادامه تصريح كرد: به نظر مي‌آيد تعداد گونه‌هاي شناسايي شده كمتر از حدود 30 درصد مجموع گونه‌هاي موجود در ايران است لذا متخصصان بايد تلاش بسيار زيادي جهت شناسايي مجموع گونه‌هاي اكوسيستم‌هاي ايران انجام بدهند زيرا بدون شناخت دقيق مجموع گونه‌هاي موجود در هر اكوسيستم امكان به‌كارگيري روش‌هاي دقيق براي كنترل آفات همراه با مخاطرات جدي است.  

آترازین

Atrazine                                                                                                         

یکی از پر مصرفترین علفکشهای رایج دنیا است جهت کنترل بسیاری از کشیده برگها وپهن برگها (سلمه، خرفه، تاج خروس، پیچک صحرایی، سوروف، قیاق، گاو چاق کن و...) استفاده می شود. آترازین علفکشی است از گروه تری آزین که به سرعت توسط ریشه جذب و از طریق آپوپلاست انتقال می یابد. آترازین همچنین از طریق برگ نیز جذب می شود ولی انتقال آن صفر می باشد. آترازین درایران با نام تجاری گزاپریم (Gesaprim) و با فرمولاسیون WP80% به بازار عرضه می گردد.

 

 

 

 

 

 

کاربرد

آترازین

موارد مصرف:

1)   آترازین+ آلاکلر جهت مبارزه باعلفهای هرز مزارع ذرت

2)   آترازین+ آمترین جهت مبارزه باعلفهای هرز مزارع نیشکر

3)   آترازین+ بروماسیل جهت مبارزه باعلفهای مناطق غیرمزروعی

مقدار مصرف درهکتار:

1)  یک تا 1.5 کیلوگرم آترازین+ 5لیتر آلاکلر قبل از کاشت ذرت مخلوط با خاک ویا بلافاصله بعد از کاشت و قبل از رویش ذرت

2)  پنج کیلوگرم آترازین به تنهائی یا مخلوط با 4 کیلوگرم آمترین هنگام کشت بعد از ظهور علفها در کشت نیشکر

3)  30کیلوگرم آترازین+15کیلوگرم بروماسیل پس از رشد علفها در مناطق غیرمزروعی

بوتاکلر

بوتاکلر(Butachlor)

علفکشی از گروه کلرواستانیلید(آمید) که نحوه اثر آن به صورت انتخابی سیستمیک است. بوتاکلر روی کشیده برگهای یکساله(سوروف و...) و بعضی ازپهن برگها در زراعت برنج موثر است. اثر این سم به میزان آبی که در دسترس گیاه می باشد بستگی دارد لذا برای کسب نتیجه بهتر باید بعد از بارندگی و یا بعد از آبیاری و در زراعتهای برنج بعد از آب تخت نمودن برنج مصرف شود.  بوتاکلر بانامهای تجاری ماچتی- ای ان(Machete-EN) به فرم EW60% و ماچتی(Machete) به فرمولاسیون EC60% در بازار موجود است.

 

 

 

کاربرد

موارد مصرف:

جهت کنترل علفهای هرز یکساله کشیده برگ وبعضی پهن برگهادر زراعت برنج، قبل از رویش درمزرعه وخزانه

مقدار مصرف:

4-3 لیتر درهکتار، 7-4 روز پس از نشا

 

كاربرد بيوتكنولوژي در كاهش اثر تنش هاي غير زنده ي محيطي بر جنگل ها و مراتع

 

زهرا پاپ زن نهم آبان 1385

 

چكيده :

     جنگل ها و مراتع ، سرمايه هاي سبز با ارزشي هستند كه تخريب آن ها ، بستر بسياري عوامل موثر بر سلامتي جوامع انساني را دچار چالش مي كند . در شرايط فعلي ،  بسياري از كشور ها در صدد هستند كه به هر شكل ممكن اين گنجينه ي طبيعي را حفظ كنند . بيوتكنولوژي به عنوان روشي موثر مي تواند تنش هاي محيطي را به كنترل درآورد . توليد پايه هاي مقاوم در مقابل تنش هاي خشكي ، از طريق بكارگيري روش هاي بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك و  انتقال ژن هاي مقاوم ، اهميت بسزايي در حفظ منابع طبيعي كشور دارد . براي مثال انتقال ژن هاي القا پذير در مقابل تنش كم آبي و ... به گياهان كه بتوانند شرايط كمبود آب را تحمل كنند ، قابل ذكر مي باشد . در مورد تنش شوري نيز بيوتكنولوژي با توليد پايه هايي كه بتوانند در شرايط شوري رشد و نمو كنند امكان زير كشت بردن ده ها هزار از اين اراضي بسيار مهم را فراهم مي آورد .  همچنين نقش هورمون هاي گياهي و وجود آئرانشيم ها در مورد گياهاني كه تحت تنش غرقاب قرار دارند نيز از عواملي است كه توسط بيوتكنولوژي بررسي مي شود . گرچه تنش سرما به علت سازگاري طبيعي جنگل ها و مراتع از اهميت كمتري برخوردار است ، لكن بيونكنولوژي  در اين زمينه نيز راهكارهايي را به در بر خواهد داشت . نتيجه گيري كلي اينكه تنش هاي محيطي تاثيرات زيادي بر عرصه هاي منابع طبيعي مي گذارد و تا كنون خسارات قابل توجهي نيز داشته است . توليد گونه هاي مقاوم به تنش هاي محيطي از طريق انتقال ژن هاي مقاوم به گونه هاي مختلف ، شايد از جمله بهترين روش هايي باشد كه بشر امروز مي تواند به خدمت بگيرد . مقاله حاضر اين هدف را دنبال مي كند كه نشان دهد بيوتكنولوژي ، مي تواند در خدمت حفظ جنگل ها و مراتع باشد . 

 

ABSTRACT

 

The application of Biotechnology to decrease the effects of nonliving environmental stresses on Forests and Pastures .

Z . Papzan

 

Forests and pastures , are valuable green resources , that the destroying of them , may causes of some problems for people`s healthy . Now , most of countries try to protect this nature treasure . Biotechnology , as an effective way , can control the environmental stresses . In dridity stress , producing resistant stands against this stress by Biotechnological ways , Genetics Engineering and transferring the resistant genes , is very important in protecting natural resources . for instance , transferring the main genes to plants against the dridity stress is noticeable . Also , in salty stress , Biotechnology can supply the facility for planting ten of thousand   hectares proper farms by producing the stands which grow in salty condition .  Consider the role of plant hormones and Aeranchymes in plants , which is under the water logging stress . Although cold stress is not very important because of environmental adaptation of forests and pastures , Biotechnology can control this problem by creating resistant species to low temperature stress . I would just like to add that environmental stresses have many effects on natural resources .  Producing resistant species to the environmental stresses via transferring resistant genes to different species , can be one of the best ways for human beings . This article wants to show that Biotechnology , can be useful in protecting the forests and pastures .                                                                                                                      

مقدمه :

از جنگل ها و مراتع ، سرمايه هاي سبز با ارزشي هستند كه تخريب آن ها ، بستر بسياري عوامل موثر بر سلامتي جوامع انساني را دچار چالش مي كند . در شرايط فعلي ،  بسياري از كشور ها در صدد هستند كه به هر شكل ممكن اين گنجينه ي طبيعي را حفظ كنند . براي دستيابي به اين هدف ، شيوه هاي گوناگوني به خدمت گرفته شده است . از آنجا كه تنش هاي محيطي غير زنده به نوعي بر عرصه هاي جنگلي تاثيرات منفي قابل توجهي مي گذارد ، كنترل اين تنش ها ، براي وجود محيط زيستي پايدار ، اجتناب ناپذير است . بيوتكنولوژي ، به عنوان روشي قدرتمند و موثر مي تواند تنش هاي مورد اشاره را به كنترل درآورد . تحقيقات بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك با هدف افزايش بازده از يك سو و جلوگيري از خسارات و ضايعات از سوي ديگر ، اين امكان را مي دهد تا با حداقل ضايعات زيست محيطي و صرف حداقل سرمايه ، مشكلات اين بخش را حل كرده و موجبات افزايش توليد اين بخش جنگل ها و مراتع را در سطح كلان و با هدف توسعه پايدار فراهم كرد .

            جنگل ها و مراتع كشور با گستره ي وسيع و پهناور از حيث تامين مواد غذايي جامعه ، مصنوعات چوبي و محصولات كاغذي ، تامين تعداد زيادي از مايحتاج عمومي جامعه ، جلوگيري از فرسايش و از بين رفتن خاك ، حفظ آب و نزولات آسماني ، نقش مهمي دارد و تلاش در جلوگيري از نابودي اين منابع براي رسيدن به خودكفايي از اهميت حياتي برخوردار است .

     در گذشته ، اولين رهيافت براي كاهش اثرات تنش هاي محيطي ، عموماً بر استفاده از كودها ، اصلاح خاك ، آبياري و آفت كش ها متكي بود . چنين رهيافت هايي ، اكنون به عنوان عوامل بي ثباتي اكوسيستم تلقي شده و مسلماً گزينه اي براي رفع اين محدوديت ها نخواهد بود . بنابراين هدف اصلي در علوم گياهي جديد براي سازگار نمودن گياهان

 به شرايط محيطي اين است كه مكانيسم هاي مقاومت گياهان به تنش ها درك گرديده و از اين دانش براي تغيير ژنتيكي گياهان و حتي به منظور افزايش مقاومت به تنش ها بهره برداري گردد . اين امر يكي از جالب ترين و پويا ترين زمينه هاي تنش هاي گياهي است كه جنبه هاي مختلفي از زيست شناسي مولكولي و سلولي را از طريق فيزيولوژي و اكولوژي گياهي تا قلمرو زراعت ، اصلاح نباتات و فن آوري زيستي ( بيوتكنولوژي ) در برمي گيرد .انجام تحقيقات بيوتكنولوژي در راستاي بهينه سازي استفاده از چوب ، فرآوري و افزايش بازده جنگل هاي طبيعي و دست كاشت و بهبود كيفي آن ها به منظور استفاده بهينه در بخش صنعت نقش به سزايي در رفع نيازهاي كشور خواهد داشت . و نيز در بحث مقاومت گونه هاي جنگلي در مقابل تنش هاي غير زنده به شكل چشمگيري مي تواند موثر واقع شود . مقاله ي حاضر قصد دارد در حد بضاعت اين مهم را مورد بررسي قرار دهد .

  

 

تنش هاي محيطي :

    در يك تقسيم بندي كلي ، مي توان تنش ها را به دو گروه زنده و غير زنده تقسيم كرد و تنش هاي زنده شامل تاثير قارچ ها ، باكتري ها ، ويروس ها و حشرات بوده ، و تنش هاي غير زنده به تاثيرات سوء عواملي همچون  خشكي ، شوري ، دما ، باد ، سرما و ... مربوط مي شود كه مجموع اين دو دسته تنش مي تواند تاثير منفي قابل توجهي بر عملكرد ، از بين رفتن حاصلخيزي خاك و در مواردي عدم امكان تداوم كشاورزي گردد. نوشتار حاضر بر تنش هاي غير زنده تاكيد خواهد داشت . گفتني است كه اصولاً تنش ها ، عواملي هستند كه به نوعي روند زندگي و زيستي گياهان  اعم از زراعي و يا جنگلي  را دچار اختلال مي كند . ذيلاً ضمن بررسي مختصر در مورد هر يك از عوامل تنش زا ، نقش بيوتكنولوژي در كاهش تنش مورد نظر روي جنگل ها نيز مورد كنكاش قرار مي گيرد .

 

 

تنش خشكي :

    گياهان حدود 400 ميليون سال است كه از زمان ترك درياها و سكني گزيدن در خشكي هاي كره ي زمين همواره با تنش رطوبتي مواجه هستند . هنگامي كه خشكي روي مي دهد ، گياهان عالي هميشه مجبور بوده اند كه آن را تحمل نموده يا چرخه ي زندگي شان را جهت دوري جستن از آن تنظيم نمايند . لذا در تكامل گياهان خشكي زي ، نياز آن ها به جستجو ، جذب ، انتقال و نگهداري آب به عنوان يك نيروي عمده ي محرك عمل كرده است . با وجود اين ، خشكي ، هنوز عمده ترين محدوديت در توليد محصولات زراعي است . مكانيزم هاي متضمن مقاومت به خشكي ، كه در چنين دوره ي زماني طولاني به وجود آمده اند ، فراوان بوده و هنوز به طور كامل شناخته نشده اند .

     در خصوص جنگل ها و مراتع نيز گفتني است كه كمبود آب و نزولات آسماني ، به ويژه در جنگل هاي زاگرس از عوامل عمده ي كاهش رشد و استقرار گونه ها در اين عرصه هاست . با توجه به گستره ي وسيع اين جنگل ها و مراتع و اهميت آن ها از نظر اكولوژيكي و نيز حفظ خاك و نزولات آسماني ، جستار هاي پژوهشي در اين مورد كاملاً ضروري است . توليد پايه هاي مقاوم در مقابل تنش هاي خشكي ، از طريق بكارگيري روش هاي بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك و انتقال ژن هاي مقاوم ، اهميت بسزايي در حفظ منابع طبيعي كشور دارد . براي مثال انتقال ژن هاي القا پذير در مقابل تنش كم آبي و ... به گياهان كه بتوانند شرايط كمبود آب را تحمل كنند ، قابل ذكر مي باشد  . اين مهم در حوزه ي فعاليت هاي بيوتكنولوژي قابل دستيابي است ، كه مي توان به انتقال ژن هايي همچون اسموتين اشاره كرد كه به منظور اصلاح و توليد گونه هايي كه در شرايط كمبود آب ، بهتر مستقر شده و رشد و نمو كنند ، راه حلي پويا و عملي در مبارزه با عارضه ي خشكي و عاري از پوشش شدن عرصه هايي است كه مقدار بارندگي در آن ها كم است .

 

تنش شوري :

    وقتي كه خاك شور مي شود ، پتانسيل آب آن ( انرژي آزاد آب در يك سيستم ) توسط پتانسيل اسمزي ناشي از نمك هاي حل شده ، پايين مي آيد ، در نتيجه ، پتانسيل آب در كل گياه نيز در هر نقطه اي ، كم مي شود ( علامت مشخصه ي تنش آب ) كه در نهايت به صورت ترموديناميكي نسبت به شيب پتانسيل خاك به آب ، به حالت تعادل  مي رسند .

     شوري نيز از ديگر عواملي است كه به خصوص در كاهش توليد بخش مرتع ( گونه هاي جنگلي طبيعي ، اگر

ماندگار شده باشند ، با شرايط محيطي ، از جمله شوري سازگارند ) و بياباني شدن عرصه هاي مرتعي نقش اساسي دارد . عرصه هاي وسيعي از اراضي حاشيه كوير و اراضي حاشيه درياچه ها ( مانند درياچه اروميه ) به دليل شوري ، عاري از پوشش گياهي هستند ، كه راه حل مبارزه با اين مشكل ، اصلاح و توليد گياهاني است كه بتوانند در شرايط شوري رشد و نمو كنند ، كه اين مهم نيز از بيوتكنولوژي ساخته است . از سويي در مناطق وسيعي از كشور ، شرايط كشت براي توليد درختان سريع الرشد ، مناسب است . اين اراضي شامل سواحل درياچه اروميه و كناره ي رودخانه هاي پر آب جنوب كشور مي باشد . كاربرد بيوتكنولوژي براي توليد پايه هايي كه بتوانند در شرايط شوري رشد و نمو كنند ، امكان زير كشت بردن ده ها هزار هكتار از اين اراضي بسيار مناسب را فراهم مي آورد . بنابراين ، بهره گيري از بيوتكنولوژي براي توليد گياهان مقاوم به خشكي و شوري ، از نخستين عوامل موفقيت در امر بيابان زدايي است .

 

تنش غرقاب يا نقش اكسيژن :

     به نظر مي رسد زنده ماندن ريشه ها در شرايط كمبود اكسيژن ، بسته به گونه گياهي ، مستلزم چندين مكانيسم مي باشد . دو مكانيسم متابوليكي مهم در اين خصوص وجود دارد . وجود آئرانشيم ها در گياهان مناطق مرطوب و مناطق غير مرطوب ، اثر قابل توجهي در مقاومت دراز مدت ريشه ها به شرايط بي هوازي با حمايت تنفس هوازي ريشه ها و رشد گياه در خاك هاي غرقاب دارد . نقش هورمون هاي گياهي در مقاومت به غرقاب هنوز روشن نيست . اطلاعات بشر در مورد غرقاب بودن و اثرات آن بر خاك يا نقش اكسيژن به واسطه ي مكانيسم هاي به كار گرفته شده در چند سال گذشته با استفاده از روش هاي مولكولي افزايش يافته است . گرچه برخي از آن ها جنبه هاي فرضيه اي داشته و نياز به شواهد بيشتري دارد  .

 

تنش سرما :

     اگر چه تنش سرما ، به ويژه به شكل يخ زدگي در اندام هاي گياهي ، همواره يكي از مشكلات جدي زراعت ها و باغ ها بوده است ، ليكن به نظر مي رسد در بخش جنگل و مرتع ، از اهميت كمتري برخوردار باشد ، چرا كه به ويژه در جنگل ها و مراتع طبيعي ، سازگاري طبيعي كه در طي زمان هاي طولاني صورت گرفته ، موجب گرديده كه اين گياهان از مقاومت لازم برخوردار باشند . معهذا در اينجا نيز بيوتكنولوژي با ايجاد و توليد گونه ها و ارقام مقاوم به سرما و تنش هاي دمايي پايين ، اين مشكل را تا حد زيادي كنترل نمايد .

 

نتيجه گيري :

     تنش هاي محيطي غير زنده از قبيل : خشكي ، شوري ، سرما و ... مي تواند تاثيرات زيادي بر عرصه هاي منابع طبيعي ( جنگل ها و مراتع ) بگذارد و خسارات قابل توجهي را به همراه داشته باشد . يكي از بهترين شيوه هايي كه مي تواند اين تنش ها را كنترل كند ، بهره گيري از بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك است . اگر چه از اين فن آوري جديد در بخش جنگل ها و مراتع ، همپاي زراعت و باغباني استفاده نشده است ، اما به ناچار براي حفظ تعادل زيست محيطي و دستيابي به توسعه پايدار ، بايستي از اين دست مايه علم بشري استفاده شود . توليد گونه هاي مقاوم به تنش هاي خشكي ، شوري ، غرقابي شدن و سرما و يخ زدگي از طريق انتقال ژن هاي مقاوم به گونه هاي مختلف ، شايد از جمله بهترين روش هايي باشد كه بشر امروز مي تواند به خدمت بگيرد . مقاله حاضر اين هدف را دنبال كرد كه نشان دهد بيوتكنولوژي ، مي تواند در خدمت حفظ جنگل ها و مراتع باشد .

 

فهرست منابع :

1-  بسرا , آ . اس – بسرا ، آر . ك; ترجمه : كافي ، محمد – مهدوي دامغاني ، عبدالمجيد ; مكانيسم هاي مقاومت گياهان به تنش هاي محيطي ، چاپ اول ، زمستان 1379 ، دانشگاه فردوسي مشهد

2-  نادري شهاب ، محبت علي ; استراتژي هاي توليد گياهان انتقال ژن يافته مقاوم به ويروس ها ،  ( a ، 1376پژوهش و سازندگي ، شماره 34 ، بهار 1376 ، صفحه 65-62 )

3-  نادري شهاب ، محبت علي ; ارزيابي بروز ژن پروتئين پوششي ويروس هاي گياهي در گياهان انتقال ژن يافته شبدر سفيد ( b  ، 1376 ، پژوهش و سازندگي شماره 34 ، بهار 1376 ، صفحه 73-68)

    4-  نادري شهاب ، محبت علي ; 1377 ، تحقيقات بيوتكنولوژي در راستاي افزايش بازده جنگل ها و مراتع ، رهيافت ، شماره 19

5_ Blum A . and Sullivan C.Y . ( 1986 ) The comparative drought resistance of landraces of sorghum and millet from dry and humid regions . Annals of Botany , 57 , 835-846

       6- Feiteston , J., S., Pyne , J . and Kim , L . 1992 . thuringiensis : insects and beyond . Biotechnology , Bacillus , 10 : 271-275 .7- Huang B., NeSmith D . S., Bridges D.C . and Johnson J.W. ( 1995 ) . Responses of squash to salinity , water logging , and subsequent drainage : Root and shoot growth . Journal of Plant Nutrition , 18 , 141-152

      8- Leggewie , G., Willmitzer , L. and Reiesmier , 1997 . Two cDNAs from        potato   are able J.W. complement a phosphate uptake-deficien Homutant : identification of phosphate transporteryeasthigher plants . The plant cell , 9 : 381-392  

 

 

pests

 

 

 

فیلودی کنجد

 

 

 

 

 

Chat!

 

گل سبز (فیلودی) کنجد

این بیماری در بیشتر نقاط  ایران وجود دارد. تشکیل کلروفیل در اجزای گل و سبز شدن گلبرگها و عدم تشکیل کپسولهای بذر از علایم مهم این بیماری می باشد. در موقع آلودگی اگر مقداری کپسول نارس در بوته تشکیل شده باشد ترک خورده و بذرشان روی زمین می ریزد ولی بیشتر بذرها در داخل کپسول جوانه زده و ایجاد حالت جارویی در بوته می نمایند. در مواردی این بوته ها ترشحات صمغ مانندی در روی برگها، ساقه ها و کپسولها تولید میکند که در ابتدا بیرنگ بوده ولی بعد سیاه میشوند.

عامل این بیماری یک فیتوپلاسما می باشد که سلولهای با قطر 500nm به بالا دارند و محدود به آوند آبکشی هستند. این بیماری دامنه میزبانی نسبتاً محدودی دارد و از روی تعدادی دیگر از گیاهان از جمله کلزا نیز گزارش شده است. این فیتوپلاسما توسط زنجره Neoaliturus haematoceps منتقل میشود.

کنترل:

1-   تنظیم تاریخ کاشت. اگر کنجد را زود بکاریم (اواخر خرداد) آلودگی زیاد است.

2-   ارقام مقاوم.

3-   مبارزه با ناقل بوسیله سموم سیستمیک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

pests

 

 

بلاست برنج                                                                                          

بلاست برنج                                                                                                  Rice blast

عامل بیماری قارچP.oryzae) Pyricularia grisea ) با فرم جنسی Magnaporthe grisea از گروه آسکومیست است. سال 637 درچین آنرا تب برنج Rice fever می نامیدند. در ژاپن از حدود سال 1700 بیماری را می شناختند. در قرن نوزده عامل بیماری شناسایی و نامگذاری شد. فرم غیرجنسی قارچ خیلی مهم است. فرم جنسی قارچ توسط ژاپنی ها در شرایط آزمایشگاه تشکیل و شناسایی شده است. قارچ تولید کنیدیوفورهایی میکند که مرتب رشد کرده و دوباره کنیدیوم میدهد. کنیدیوم سه سلولی است و به رنگ سبز زیتونی می باشد. زیرا کنیدیوم یک زائده کوچک دارد. معمولاً سلولهای پایینی و بالایی کنیدیوم جوانه می زنند. شکل جنسی قارچ تولید پریتسیوم می کند. آسکوسپورها هم معمولاً 3 یا 4 سلولی هستند. قارچ هتروتالیک است. در طبیعت، فرم جنسی احتمالاً خیلی کم تشکیل میشود و مهم نیست.

در ایران این قارچ را قبلاً از شمال گزارش دادند و امروزه از شمال، اصفهان، غرب کشور، آذربایجان، خوزستان و فارس گزارش می شود.

 قارچ بذرزاد است. علائم در تقریباً همه جای گیاه غیر از ریشه دیده میشود. در طوقه، غلاف گره ها، دم خوشه و دانه و برگ لکه های خاکستری به وجود می آید که حاشیه کشیده شده دارند و وسط لکه خاکستری است و اطراف لکه قهوه ای. در مناطق مرطوب روی برگ و خوشه و بخشهای درون آن خیلی مهم است. در مناطق خشک مثل فارس بیماری روی گره یا طوقه است و باعث مرگ گیاه میشود. عمده خسارت و اپیدمی بیماری روی برگ است. پرخسارت ترین مرحله زمانی است که قارچ به دم خوشه حمله میکند. اگر دانه نبسته و قارچ به گلوم بزند باعث میشود دانه نبندد. مهمترین میزبان این قارچ برنج است.

سیکل زندگی به صورت کنیدیوم و میسلیوم است. گاهی کلامیدوسپور هم ذکر شده که در بقایا تشکیل میشود. بقاء قارچ در بقایای آلوده بخصوص قسمتهای گره ساقه است که پوسیده نمی شود و به صورت میسلیوم یا کنیدیوم روی بذر بقا دارد. میسلیوم در شرایط خشک تا یک سال در کلش باقی مانده و روی گره 4-2 سال باقی مانده است.

 پس تسریع کردن پوسیدگی بقایا باعث ضعیف کردن قارچ میشود. اسپور روی کلشها تولید شده و توسط آب و باد وارد مزرعه میشود. اگر رطوبت زیاد باشد روی برگ آلودگی ایجاد میکند و مقدار زیادی اسپور تولید کرده و با باد پخش شده و بیماری اپیدمی میشود. بنابراین برای کنترل بیماری بقایا و بذر آلوده را باید در نظر داشت. تولید کنیدیوم در شرایط رطوبت بالای 90% صورت می گیرد. حتی برای جداشدن کنیدی رطوبت نیاز است. پخش اسپور معمولاً از نیمه شب که رطوبت زیاد است شروع و تا نزدیکی صبح ادامه می یابد در شرایط خشک فارس هم اگر شب رطوبت بالا رود ممکن است آلودگی برگ داشته باشیم. اسپور تا دو کیلومتر هم در هوا با باد بالا میرود. در فارس اگر برنج را به سیستم بارانی بکارند مسئله خواهیم داشت.

هر چه رطوبت خاک بیشتر باشد بلاست کمتر است و اگر رطوبت خاک کم شود به بلاست حساس خواهد شد. درجه حرارت پایین آب نیز حساسیت گیاه را افزایش می دهد. این در موردی است که از آب سد استفاده میشود. کنیدیومها در دمای 28-24 درجه سانتیگراد حداکثر آلودگی را ایجاد میکنند. بعد از 5-4 روز لکه های روی برگ تولید کنیدیوم میکنند.

عوامل مهم در آلودگی:

1- رطوبت خاک. 2- ارقام مقاوم. 3- زیادی ازت موجب افزایش آلودگی میشود. همین طور فسفر هم آلودگی را افزایش می دهد. 4- درجه حرارت بهینه دما 28-24 درجه سانتیگراد است. 5- رطوبت هوا.6-  قارچ دارای نژادهای زیادی است.

کنترل بیماری:

1- جلوگیری از انتقال مواد گیاهی آلوده (بذر و کلش).

 2- کود ازته و کود فسفره زیاد داده نشود. کود را در چند مرحله به برنج بدهند. 3- نشاکاری را زود انجام دهند. (خزانه کاری را زودتر انجام دهند).

 4- آب سرد ندهند (در حوضچه آب را گرم کنند).

 5- مقدار سیلیس خاک را با دادن سیلیکات کلسیم و کمپوست افزایش دهند.

 6- استفاده از بذر سالم (از ضدعفونی بذر مهمتر است).

 7- بقایای گیاهی را تا آنجا که ممکن است از بین ببرند.

 8- ارقام مقاوم،راه اساسی و اقتصادی است ولی همیشه ممکن نیست. برای این کار باید نژادهای موجود منطقه را شناسایی کرد.

 9- مطالعات هواشناسی برای پیش بینی اپیدمی مهم است. در صورت لازم سمپاشی توصیه میشود. تری سیکلازول به میزان 2.25 گرم در صد متر مربع به خاک داده میشود. Pyroquilon برای ضد عفونی بذر و سمپاشی شاخ و برگ مهم است.

10- تری سیکلازول(بیم) wp75%  نیم کیلو گرم در هکتار

11- ادیفنفوس(هینوزان) EC50%  یک لیتر در هکتار

زمان مبارزه شیمیایی: پس از ظهور 40- 30درصد خوشه ها و با توجه به پیش آگاهی و شرایط جوی.

Alhagi psuedalhagi

خارشتر

Alhagi psuedalhagi

Camelthorn

خارشتر گياهي است علفي و چند ساله از خانوادهLeguminosae،تكثير ان توسط بذر و ريزوم صورت ميگيرد.داراي شاخه هايي انبوه و در هم، ساقه سبز رنگ است. اين گياه برگهاي ساده اي دارد كه2تا4ميليمتر عرض و2تا10 ميليمتر طول دارند. برگها به شكل بيضي كشيده هستند كه در پايه خارها قرار گرفته اند.گلها به طور منفرد يا دوتايي در طرفين شاخه ها قرار دارند. كاسه گل تقريبا 2 ميليمتر طول دارد و بدون كرك است.دندانه هاي كاسه نوك تيزوتخمدان نيز بدون كرك است. ميوه اين گياه باريك و بدون كرك بوده سطح رويي ان صاف و سطح زيرش بند بند است.رنگ گلها صورتي يا صورتي مايل به بنفش است. دمگل 1 تا 3 ميليمتر است.

اين علف هرز به شوري مقاوم بوده و بيشتر در نواحي خشك وبياباني وجود دارد گوسفندان و شتر از آن تغذيه ميكنند.از گونه هاي ديگر ان ميتوان A.persarum را نام برد.

خارشتر از علفهاي هرز مزارع پنبه،نيشكر،چغندرقند،گندم،جو،سبزي و صيفي است.

روشهاي کنترل:

خارشتر را ميتوان با سم پاشي با علفكش تو-فور-دي پس از سبز شدن در مزارع غلات به نسبت 5 ليتر در هكتار كنترل كرد. مصرف علفكشها قبل از سبز شدن تاثير چنداني در كنترل اين گياه ندارد.