Effect of Terminal Heat Stress and Nitrogen on Morphophysiological Characteristics, ANUE and Yield of Canola (Brassica napus L.)

 

Ali Hamdi Shengri*1, Abdolmehdi Bakhshandeh2, Mohammad Hossain Gharineh3, Ghodratolah Fathi2, Aziz Karmollachaab1

1 M. Sc. Student, Dept. of Agronomy, Ramin Agriculture and Natural Resources University, Ahwaz, Iran; *Author for correspondence (email: alihamdishengri@yahoo.com, tel: +989166092135)

2 Professor and 3 Associate professor, Dept. of Agronomy, Ramin Agriculture and Natural Resources University, Ahwaz, Iran

 

 

Abstract

In order to study the effects of terminal heat stress and nitrogen on morphophysiological characteristics, ANUE (Agronomy of Nitrogen Use Efficiency) and yield of canola (Brassica napus L.) an experiment was conducted in research farm of Ramin Agricultural Sciences and Natural Resources University, Iran, during 2009-2010. The experiment was arranged in split plot based on complete randomized block design with 4 replications. Main plot included three fertilizer treatments consisted of 90, 180, and 270 kg.ha-1 nitrogen and control (to computation of ANUE). Sub plots were considered two sowing date (11 Nov.) optimum condition and (26 Jan.) terminal heat stress condition. Results showed that terminal heat stress and nitrogen had significantly effect on all measured parameters while effect of nitrogen on ANUE was not significant. Between two levels of 180 and 270 kg.ha-1 nitrogen had no significantly effect on plant height, leaf number, sub branch number, LAI and ANUE. In addition, interactions effects between terminal heat stress and nitrogen were significant on parameters. In both of optimum and terminal heat stress condition, enhanced in nitrogen led to significantly increased yield. Nitrogen had no significant effect on ANUE. Decrease in nitrogen levels resulted to decrease of final grain yield. Also terminal heat stress decreased the grain yield about 59 percent. Our result suggested that increased nitrogen could have a positive effect on terminal heat stress tolerance of canola.

 

Keywords: Canola, ANUE, Nitrogen, Terminal heat stress, Yield




بررسی اثر تاريخ كاشت تاخیری و سطوح مختلف نيتروژن بر عملكرد و اجزای عملکرد کلزا (Brassica npus.L)   درشرایط آب و هوای اهواز

علی حمدی شنگری*1،عبدالمهدی بخشنده 2، محمد حسین قرینه 2، قدرت اله فتحی 2

1-عضو باشگاه پژوهشگران جوان دانشگاه آزاد اسلامی واحد جامع شوشتر

2-گروه زراعت دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان

* shengri5@gmail.com

چکیده

اين پژوهش در سال زراعی 1389 -1388 هجري شمسي در مزرعه پژوهشي دانشگاه کشاورزي و منابع طبيعي رامين خوزستان اجرا گردید. آزمايش به صورت طرح کرت‏های خرد شده در قالب بلوک های کامل تصادفی اجرا گردید. تيمارهاي آزمايشي شامل سطوح نيتروژن 0، 90، 180 و270 كيلوگرم در هكتار به عنوان فاكتور اصلي و تاريخ كاشت 20آبان، 5آذر، 20آذر و 5 دي به عنوان فاكتور فرعي در 4 تكرار صورت گرفت. اثر تاریخ کاشت و نیتروژن بر تمام صفات مورد بررسی در سطح یک درصد معنی‏دار شد. اثر متقابل تاریخ کاشت و نیتروژن نیز فقط بر صفات عملکرد دانه، تاریخ گلدهی، تعداد شاخه فرعی، تعداد خورجین در بوته و وزن بیولوژیک اثر معنی‏دار داشت. بیشترین عملکرد در تاریخ کاشت 20 آبان و مصرف 270 کیلوگرم نیتروژن در هکتار بدست آمد. همچنین در تاریخ کاشت 20آبان بین سطح کود نیتروژن 270 و 180 اختلاف معنی داری بدست نیامد. اثر متقابل نیتروژن و تاریخ کاشت بر تاریخ گلدهی فقط در تاریخ‏های کشت 20آبان و 5آذر معنی دار شده  و در تاریخ‏های کاشت20 آذر و 5 دي اثر معنی داری نداشت

کلمات کلیدی: تاریخ کاشت، نیتروژن، عملکرد دانه و کلزا

تاریخچه پیدایش روغن کلزا

در ابتدا روغن کلزا مقدار مواد مضر گلوکزینولیت در کنجاله و اسید اروسیک در روغن آن بالا بوده و مصرف خوراکی نداشته و فقط برای جلا دادن وسایل چوبی همراه روغن برزک استفاده می‏شد . اگر چه در قرن سیزدهم این محصول در اروپا به عمل می‏آمد، ولی استفاده از آن تا زمان توسعه نیروی بخار عملی نشد. در آن زمان بود که ثابت شد ترکیب روغن کلزا، بهتر از هر وسیله لغزان‌کننده دیگری سطح فلزات را می‏شوید . در سال 1945 این گیاه به کانادا رسید و روی آن مطالعات ژنتیکی صورت گرفت و باعث شد آن را به روغنی خوراکی با درصد اسید اروسیک پایین تبدیل کنند. اولین روغن خوراکی حاصل از دانه کلزا، در کانادا سال 1956 تولید شد. این، سرآغاز پدیده‌ای بود که بعدها یکی از رویداد های موفق کانادا نامیده شد و محصولی که زمانی مورد توجه کشاورزان کانادا قرار گرفت، اکنون یک محصول عمده است که پس از گندم بیشترین درآمد را برای این کشور به همراه داشته و به حدی رشد کرده که دیگر نمی‏توان آن را یک محصول کانادایی دانست و نام کانولا در بسیاری از کشورها برای مصرف‌کنندگان نامی آشناست امروزه بسیاری از کشورهای دیگر نیز کانولا را کشت می‏کنند.

روغن کلزا به دلیل حضور اسیدهای چرب اشباع نشده و فاقد کلسترول از کیفیت تغذیه ای بالایی برخوردار است و بین ارقام و در شرایط مختلف تنوع زیادی در ترکیب اسیدهای چرب آن مشاهده می‏شود. برخی از گونه های کلزا که در گروه کانولا قرار دارند دارای کمتر از ۳۰ میکرومول گلوکوزینولات در هر گرم کنجاله بوده و روغن دانه آنها دارای مقدار زیادی اسیدهای چرب غیر اشباع و حدود ۲ درصد یا کمتر دارای اسید اروسیک بوده و روغن آنها به صورت خوراکی مصرف می‏شود. روغن کلزا بعد از روغن زیتون از نظر مقدار اسید اولئیک در بین چربی ها و روغن های نباتی خوراکی در مقام دوم قرار دارد. روغن كانولا بدليل داشتن تركيب متوازني از اسيدهاي چرب اشباع، غير اشباع از مزاياي كاربردي خاصي برخوردار است. وجود مقادير قابل توجهي اسيد اولئيك (غير اشباع ) در روغن كانولا سبب شده که اين روغن مقاومت خوبي در فرايندهاي حرارتي از جمله سرخ كردن عمقي داشته باشد. به همين دليل امروزه در فرمولاسيون انواع روغن هاي مقاوم مانند روغن سرخ كردني از روغن كانولا استفاده ميگردد. به عبارت ديگر اين روغن علاوه بر ارزش تغذيه اي بالائي كه به واسطه وجود اسيدهاي چرب چند غير اشباع دارد از مقاومت حرارتي بالائي نيز در حين فرايند پخت برخوردار مي باشد

تولید کلزا در ایران

کلزا در سال‏های گذشته به عنوان دانه ای که از آن به طور عمده روغن استحصال می‎گردد در کشور مطرح نبوده و در واقع برنامه ریزی مستقیم برای کشت وتولید این دانه واستحصال روغن آن، از سال 1379 آغاز و به تدریج رو به افزایش یافته است.ضریب استحصال روغن از دانه کلزا در مقایسه با سایر دانه ها بالاتر بوده و این صفت به علاوه عملکرد بالا در هکتار و سازگاری این گیاه با شرایط اقلیمی ایران موجبات اجرای طرح توسعه کشت و تولید آن را فراهم نموده است.سطح زیر کشت کلزا از سال‏های 1380 رو به افزایش بوده و متناسب با آن تولید دانه این گیاه رو به افزایش می‎باشد. بیشتر افزایش تولید کلزا مربوط به افزایش سطح زیر کشت و نه افزایش عملکرد در واحد سطح می‎باشد. این نشان دهنده این است که ما در زمینه کشت و کار کلزا در ابتدای کار هستیم و لازم است کارهای تحقیقات بیشتری در این زمینه صورت گیرد  

مدیریت خشکسالی درمراتع و چراگاه ها

خلاصه خشکسالی یک قسمت نرمال و دائمی از محیط مرتع است. آن یک مفهوم از اینکه خواه خشکسالی رخ خواهد داد نیست اما کی و چگونه سخت رخ خواهد داد. همیشه در دشتهای بزرگ شمال، دامداران در مقداری فاز مدیریت خشکسالی هستند. دامداران که آگاه اند احتیاج به آماده کردن برای تحمل و ترمیم سریع در نتیجه خشکسالی سپری شدن این دور با موفقیت گارانتی خواهد شد. اما سیکل خشکسالی غیر قابل پیش بینی است. آنجا نسخه خاصی برای مدیریت خشکسالی نیست. مدیریت خوب مرتع، مدیریت خوب خشکسالیست. آنجا هیچ فوت و فنی برای جبران چرای مفرط نیست. یک درک اصلی از قابلیتهای بالقوه محدودیت های تمام منابع پرورش دام برای مدیریت درست بنیادیست. ترازهای بالای قدرت گیاه و شرایط مرتع حساس برای تحمل و بازسازی سریع بواسطه خشکسالی اند. شناخت به یک اندازه مهم است که عملکرد دام را بهینه و ریسک مخاطرات احتمالی را به حداقل می رساند. ملاحظات خشکسالی باید متحد شوند به سوی مدیریت گیاه هر سال باشند.

معرفی علف کش اترازین

 Common Name:

atrazine (BSI, E-ISO, F-ISO, ANSI, WSSA, JMAF).

 Identity:

IUPAC name:

6-chloro-N-ethyl-N’-isopropyl-1,3,5-triazine-2,4-diamine

CAS name:

6-chloro-N-ethyl-N’-(1-methylethyl)-1,3,5-triazine-2,4-diamine

CAS Registry number:

1912-24-9

RTECS number:

XY5600000

Molecular formula:

C8H14ClN5

Relative molecular mass:

215.7

Structural formula:

Structural Formula

مَرْحَبًا بِالرَّبِيعِ فِي رَيْعَانِهِ وَبِأَنْوَارِهِ وَطِيبِ زَمَانِهْ
زُفَّتِ الأَرْضُ فِي مَوَاكِبِ آزَا رَ وَشَبَّ الزَّمَانُ فِي مِهْرَجَانِهْ
هكذا رحّب شوقي، أمير الشعراء، بالربيع، ولطالما كان الربيع هو الموسم الذي ينتظره الجميع، ليس الشعراء فقط بل كل من يتوق الى صفاء الربيع بعد موسم طويل من الصقيع. ومَن منا لا يحبّ الربيع ولا ينتظر قدومه؟ إلا الذين يعانون [...]

سال نو مبارک

کشت مخلوط

 

مقدمه

قبل ازصنعتی شدن کشاورزی سیستم تک کشتی از جایگاه خاصی برخوردار نبود . وتقریبا همواره درسراسردنیا گونه های مختلف گیاهان زراعی با یکدیگر کشت می شدند.علیرغم اینکه این روش درکشورهای که دارای کشاورزی صنعتی هستند ازبین رفته ولی هنوزدراکثرکشاورزی توسعه نیافته مناطق حاره رایج است.

گزارشات اخیرحاکی ازآن است که 98 درصدکشت لوبیاچشم بلبلی درافریقا و90درصدکشت لوبیا درکلمبیا به کشت مخلوط اختصاص دارد.

باوجوداینکه نسبت به گذشته ازاهمیت کشت مخلوط کاسته شده است ولی هنوزاین نوع سیستم دربسیاری ازمناطق جهان رایج بوده ونظرمحقفان زیادی را نیزجلب کرده.که موضوع اصلی این تحقیقات درزمینه کشت مخلوط درجهت پاسخ به این سوال که چراکشت مخلوط برکشت خالص برتری دارد. جواب این سوال را باید در اجزا کشت  مخلوط جستجو کرد.

 

ولی بطورکلی کشت مخلوط به دلایل زیرکشت می شود .

 

برخورداری از عملکرد بیشتر، جلوگیری از مخاطرات احتمالی، جلوگیری ازحمله افات ،استفاده بهینه ازمنابع موجود، ایجادتعادل درجیره غذایی انسان وعوامل مختلف دیگر مربوط می باشد.

 

 

تعریف کشت مخلوط

نوعی چند کشتی است که وابسته به مکان می باشد و کشت دو یا چند محصول به طورهمزمان دریک زمین رادربرمی گیرد. دراین سیستم افزایش محصول در بعد زمان صورت می گیرد

انواع کشت مخلوط

-1)کشت مخلوط در هم : عبارت است ازکشت همزمان دو یا چند گیاه بدون رعایت فواصل منظم کاشت

2-) کشت ردیفی: عبارت است ازکشت هم زمان دو یا چندگیاه به طوری که از بین ردیفها ماشینهای داشت براحتی عبور کنند.

3-)کشت مخلوط نواری : عبارت است ازکشت همزمان دو یا چند محصول در نوارهای باریک ولی برعکس کشت ردیفی امکان تردد ماشین آلات وجود ندارد.

 

4-) کشت تاخیری : کشت همزمان دو یا چند گیاه به طوری که تنها بخشی ازچرخه زندگی این گیاهان باهم تداخل دارد.   

همان طورکه گفته شدیکی ازمزیت های کشت مخلوط جلوگیری ومحافظت ازحمله افات می باشد. که درآن بحث خواهدشد.

حفاظت درمقابل افات

یکی ازعوامل مختلفی که می تواند دراصل تولید رقابتی منظور شود و شاید به عنوان بهترین مدرک محسوب گردد کاهش حمله افات درکشتهای مخلوط می باشد.

برسی های قبلی توسط پرین 1977,کاس 1978,نیکل1973,لیتنگرومودی 1976 به نتایج مشابهی رسیدند که افات درکشت مخلوط رو به کاهش می باشد بنابراین روشن است به دلیل تنوع بسیار درالگوی کار  به عنوان مثال کشتهای مخلوط حمله افات گیاه خوار را به وفور نشان می دهد.

 

فرانسیس وهمکاران (1978): دریافتند که میزان حمله شب پره پاییزه درکشت مخلوط ذرت ولوبیا درمقایسه باتک کشتی ذرت پاینتراست

درظاهر کاهش افات درکشت های مخلوط ازدلایل متفاوتی ناشی می شود.

ترنباس (1976): تشبیه گویایی را پیشنهاد نموده است که براساس آن یک افت اختصاصی ازدستیابی به میزبان خود در اثر نقش حایلی گیاه همراه بازداشته می شود.

ایر(1949) یک فرضیه 3 قسمتی  را ارئه نموده است .

1-گیاهان میزبان درکشت مخلوط بسیار پراکنده هستند وبه این دلیل به سختی توسط افت اختصاصی شناسایی می شوند.

2-یکی ازگونه هابه عنوان یک تله، افت را از یافتن گونه زراعی دیگرمنحرف می کند.

3-یکی ازگونه ها به عنوان یک مدافع درمورد افت عمل میکند.

روت(1973)نیز دوفرضیه تمرکز منبع وفرضیه دشمنان طبیعی راپیشنهاد داده است.

1-تمرکز منبع: اینکه درکشت مخلوط گیاهان میزبان به حالت غیرمتمرکزقرار می گیرد

2-دشمنان طبیعی: دیگر آنکه درکشت مخلوط نسبت به تک کشتی شکارگرها و انگلهای بیشتری را به خود جلب می نمایند وبر اثر این عوامل میزان حمله افات در کشت مخلوط کاهش میابد.

اشکا لات دونظریه اخیر

طبقه بندی ایر شکارچیها را در بر نداشته وطبقه بندی روت گیاهان تله را در تقسیم بندی خود قرار نداده است.

به طور کلی می توان نتیجه گرفت که مکانیسم های دخیل درمورد کاهش هجوم افات درکشت مخلوط به 3 گروه قابل تقسیم می باشد.

1-فرضیه گیاه زراعی حایل : بدین ترتیب که گونه گیاهی ثانوی ,توانایی یک افت را درمورد حمله موثر به میزبان خود درهم می شکند .این مورد بیشتردرمورد افات اختصاصی کاربرد دارد.

2-فرضیه گیاه زراعی تله : بدین مفهوم که یک گونه ثانوی، افتی را که به طور طبیعی به گونه گیاهی اصلی خسارت وارد می کند به سوی خود جذب می نماید این مورد بیشتر درافات عمومی کاربرد دارد.

3-فرضیه دشمنان طبیعی : به دین ترتیب که کشتهای مخلوط ،شکارگرها  و انگلهای بیشتری رانسبت به تک کشتی ها جلب می نمایند از این رو افات از طریق شکار ویا پارازیته شدن کاهش میابد.

فرضیه گیاهان حایل

رفتار عمومی تخم ریزی در کرم شاخه دار گوجه فرنگی,تصویری از کارایی فرضیه گیاه حایل می باشد .هنگامی که یک حشره ماده بالغ کرم شاخدار به توده ای ازپوشش گیاهی نزدیک می شود آن را با پای جلویی خود محک می زند احتمال دارد که این کار را باکسب یک ماده شیمیایی راهنما از گیاه مربوط انجام می دهد. اگر آن گیاه یک بوته گوجه فرنگی باشد دراین صورت حشره به سرعت یک تخم گذاشته وپس ازآن درحدود 10 تا 20 سانتیمتر بالاتر از گیاه پرواز می کند، و دوباره با گیاه روبرو شده و درنتیجه تخم دیگری رامی گذاردواین عمل قبل ازپرواز حشره 5 تا 10 بار تکرار می کند .حال اگرتوده گیاهی شامل گوجه فرنگی احاطه شده توسط لوبیا باشد دراین صورت پروانه بیشترازآنکه با برگ گوجه فرنگی مواجه شود با برگ لوبیابرخورد می کند، و در نتیجه بدون اینکه تخمی بگذارد به سرعت به موقعیت پرواز و خروج از توده گیاهی می رسد یعنی اگر پروانه باگیاه میزبان برخورد کند هیچ تخمی را بر روی آن نمی گذارد .به عبارت دیگر تخمگذاری بیشتر درتک کشتیهای گوجه فرنگی  -لوبیا می باشد.

به طور کلی بعضی عوامل باعث می شوند تا گیاهان میزبان کمتردرمقابل افات ظاهر گردند درکشت مخلوط گیاه زراعی اصلی از طریق بعضی از اعمال گیاه زراعی ثانوی ,به مقدارکمتری دربرابر افات ظاهر می شوند  این فرضیه به چند دلیل روشن می تواند صحیح باشد، بدین ترتیب که گونه گیاهی حایل تاثیر خود را به وسیله ایجاد محیط خردنامناسب برای افت و یا کاهش تولید مثل آن اعمال می نماید.

 

ایر و ریش): باکاربرروی سیستم ذرت –لوبیا و کدو در کاستریکا مدارک بسیاری را در حمایت از فرضیه گیاه حایل جمع آوری نمودند که مربوط به چندین گونه از سوسکهای افت ذرت و لوبیا می باشد.

روزت(1986): نتیجه گیری کرد که کاهش Heliothis  sp وLiriomyza از روی گوجه فرنگی بر اثر تداخل لوبیای است که باگوجه فرنگی به صورت مخلوط کشت شده اند.

کاریوا (1987): نشان داد که باقرار دادن یک دیوار حایل در بین پلاتهای تک کشتی و کشت مخلوط به طور کلی تحرک و جابجایی افت کاهش می یابد و درنتیجه تاثیر سیب زمینی های کشت شده در مجاورت کلم کاهش پیدا می کند.

اسمیت (1969) وهالبرت واروین (1981):بیان کردند در هنگامی که به طور طبیعی یک کشت مخلوط فاصله زیادی را در بین گیاه میزبان و خاک ایجاد می کند شته با کارایی کمتری میزبان خود را پیدا می کند.

باچ (1981): دریک آزمایش جالب ثابت کرد که کیفیت گیاه ممکن است بوسیله کشت مخلوط تحت تاثیر قرار بگیرد به نحوی که گیاهان میزبان درکشت مخلوط نسبت به حالت تک کشتی مطلوبیت کمتری برای افات خود دارند وی دریافت که سوسک خیار ،برگهای خیار را در وضعیت تک کشتی،به خیارهایی که با گوجه فرنگی به صورت مخلوط کشت شده اند ترجیح می دهد.

بنابراین با توجه به آزمایشی که توسط باچ انجام شد می توان گفت که فرضیه گیاه زراعی حایل غیرمستقیم عمل می کند، و گونه زراعی ثانوی، در واقع کیفیت گونه گیاهی اصلی را از نظر مطلوب بودن برای افت دچار تغییر می کند

فرضیه دشمنان طبیعی

روزت(1973): پیشنها می کند که کاهش افات در کشتهای مخلوط بر اثر جذابیت کشت مخلوط برای شکارچیها و انگلها حاصل می شود .

به احتمال زیاد دلیل جلب دشمنان طبیعی عبارت است از اینکه در کشت مخلوط منابع و محیط های متنوع بیشتری درمقایسه با تک کشتی وجود دارد.

هانسن(1983): به وضوح افزایش فراوانی چندین گونه شکارچی را در یک سیستم کشت مخلوط ذرت و لوبیا چشم بلبلی در منطقه ای از جنوب مکزیک به اثبات رسانده است.

اندمیر وهمکاران (1983): بیان کردکه سورگوم دانه ای شکارچیهایی را جذب می کند که می تواند افت پنبه رابه طور موثرتری کنترل نماید.   

 

کرکسون (1976): گزارش داد که درکشت مخلوط ذرت وبادام زمینی نسبت به تک کشتی ذرت فعالیت عنکبوتهای شکارچی در مقابل کرم ساقه خوارذرت به طور موثرتری صورت می گیرد.

 

پرفلتو وهمکاران (1986): نشان دادند که سوسکهای خانواده کارابیده ازقطعات تک کشتی گوجه فرنگی ولوبیا نسبت به کشت مخلوط آن دو با سرعت بیشتری مهاجرت می کنند.

 

فرضیه گیاهان تله

 

لینکولن: بیان کرد هنگامی که ذرت به صورت نواری درمزارع پنبه کاشته شود موجب جلب کرم غوزه پنبه و دور نگه داشتن آنها ازگیاه پنبه گردید .

داده های به دست آمده توسط روزت وهمکاران (1986) دراین زمینه جالب توجه است . یک حمله غیر منتظره به وسیله کرم برگ خوار  مزرعه گوجه فرنگی را به کلی نابود کرد .در حالی که کشت مخلوط گوجه فرنگی ولوبیا در کاهش حمله افت تا حدود صفر درصد گزارش شد، روشن است که افت مزبور درکشت مخلوط به سوی لوبیا ها جلب می شود .به عبارت دیگر لوبیا ها به عنوان یک گیاه زراعی تله محسوب می شود.

 

تفاوت فرضیه گیاهان حایل و تله

 

مفهوم گیاه تله بامفهوم گیاه حایل یکسان می باشد ولی گمان می رود که گیاه حایل به روشهایی می تواند توانایی یک افت اختصاصی را در یافتن و باقی ماندن  بر روی گیاه میزبان از بین ببرد .

درحالی که گیاهان زراعی تله افات عمومی را به طریقی به سوی خود جذب می کنند که گیاه محافظت شده موردحمله مستقیم افت قرارنگیرد.

 

         

 

نتیجه گیری

 

به طور کلی به علت تنوع درکشت های مخلوط و همچنین جذابیت این نوع کشت ها برای دشمنان طبیعی خسارت وارده نه تنها از طریق افت بلکه بیماریها ,علف های هرز نسبت به تک کشتی ها کاهش می یابد.

بررسي مفاهيم و نظريه هاي توسعه پايدار و چگونگي تطبيق شرايط كشور با آن

 

مقدمه :

     در سال 1987 كميسيون بين المللي محيط زيست و توسعه كه به كميسيون " برانت تنه " مشهور است، خواستار مساعي عمومي و رويه هاي رفتاري جديد در كليه سطوح و در راستاي منافع همه كشورها گرديد در گزارش اين كميسيون " توسعه پايدار به عنوان " توسعه اي كه احتياجات نسل حاضر را بدون آسيب رساندن به توانايي نسلهاي آينده در تامين نيازهاي خود بــرآورده نمايـد. تعريف شده است بـه عبارتي توسعه پايدار بر سـه اصـل عمده استـوار است : 1- پايداري بوم شناختي ؛ اين اصل بر انجام  توسعه با حفظ فرآيندهاي اساسي زيست محيطي، تنوع گونه‌هاي زيستي وحفاظت محيط زيست تاكيد دارد. 2- پايداري فرهنگي، اجتماعي؛اين اصل بركنترل مردم برسرنوشت خود در جريان توسعه تاكيد دارد. 3- پايداري اقتصادي ؛ اين اصل به استفاده بهينه از منابع و مديريت مناسب آنها به نحوي كه نسلهاي آينده هم دچار مشكل نشوند، تاكيد دارد.

توسعه پايدار منابع طبيعي و تطبيق شرايط كشور با آن

توسعه پايدار، چرخه منابع طبيعي را با فرآيند اقتصاد پيوند مي‌زند و راهبردهاي كلان مديريتي توسعه پايدار منابع طبيعي بدين شرح است. 1- تدوين و اجراي خط مشي هايي كه بهره برداري پايدار از زمين و مديريت منابع اراضي را مورد توجه و تشويق قرار دهد. 2 – بهره برداري از زمين ومديريت پايدار منابع زميني درچارچوب منظمي از قـوانين و مقررات و روشهاي هدايت كننده  3- تحقق اهداف چند منظوره و تعيين خط مشي هـاي مربوط بـه آن در سطوح ملي، منطقه‌اي و محلي با در نظر گرفتن مسائل محيطي 4- تقويت نظام برنامه ريزي و مديريت و ارزيابي منابع اقدام به از بين بردن مشكل بزرگ فقر.

توسعه پايدار كشاورزي و تطبيق شرايط كشور با آن:

     كشاورزي پايدار در برگيرنده حاصلخيزي و بهره وري خاك، كنترل آلودگي آفتكش‌ها، و كودها و.... است. گذار از كشاورزي متداول به كشاورزي پايدار در برگيرنده سه مرحله كارايي يا جايگزيني و بازطراحي است. در هر مرحله بازطراحي كه مهمترين مرحله است ساختارهاي سازماني در روش‌هاي تصميم‌گيري جديدي معرفي مي شود، بگونه‌اي كه با قوانين اكولوژيكي سازگار باشدُ.

بخش كشاورزي كشور در مرحله كارايي قرار دارد و در واقع براي گذار به كشاورزي پايدار در ابتداي راه قرار دارد.

توسعه انساني پايدار و تطبيق شرايط كشور با آن:

توسعه انساني را فرآيند بسط انتخابهاي انساني " تعريف نموده‌اند در هر سطحي از توسعه سه عامل يا گزينه ضروري براي مردم ملاك قرار مي گيرد كه عبارتند از: رسيدن به يك زندگي طولاني و توام با سلامت، كسب علم و دانش و دسترسي به منابع مورد نياز يك سطح زندگي مناسب و شايسته توسعه انساني داراي دو جنبه است، يكي شكل گيري توانمندي‌هاي انساني نظير افزايش مهارت و ديگري به كارگيري اين توانمندي‌هاي اكتسابي در راه مقاصد سازنده.

تحليل روندهاي عناصر تشكيل دهنده شـاخص تـوسعه انـسانـي طي دهـه هـاي گـذشتـه در ايران، درسهاي مهمي را براي توسعه انساني كشور به همراه دارند كه از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد  1- رشد شاخهاي آموزشي و بهداشتي دهه هاي گذشته باعث بهبود توسعه انساني در ايران از يك توسعه انساني پايين به يك توسعه انساني متوسط شده است 2- تغيير در وضعيت درآمد سرانه در يك چشم انداز بلند مدت نقش چنداني در بهبود توسعه انساني طي دهه‌هاي گذشته نداشته و در صورت وجود افزايش در درآمد سرانه اين امكان وجود داشت كه ايران به يك توسعه انساني بالاتري طي سال‌هاي اخير دست يابد و...

رفع فقر در توسعه پايدار و تطبيق شرايط كشور با آن:

از ديدگاه توسعه پايدار ، فقر به معناي انكار انتخاب‌هاو فرصت‌هايي براي گذراندن يك زندگي قابل تحمل است از اين ديدگاه فقر معنايي فراتر از رفع نيازهاي رفاه مادي دارد فقر انساني در برگيرنده انكار انتخاب‌ها و فرصت‌هايي است كه براي توسعه انساني جهت تداوم يك زندگي طولاني سالم و سازنـده و نيز بـراي مشاركت در زنـدگي اقتصادي، اجتماعي و سياسـي جامعه، بسيار اساسـي مي باشد.

براي رفع فقر در ايران راهبرد اساسي زير ضروري است :

رشد اقتصادي منافع حاصل از روند جهاني شدن، سرمايه گذاري در زمينه نيروي انساني و مشاركت سياسي براي از بين بردن فقر.

ارتقاي سلامت انسان در توسعه پايدار و تطبيق شرايط كشور با آن :

استراتژي كلي توسعه پايدار در زمينه ارتقاي سلامت انسان عبارتست از : تامين نيازهاي بهداشتي اوليه جمعيتهاي روستايي و شهري، فراهم ساختن خدمات تخصصي و ضروري بهداشتي زيست محيطي و هماهنگي براي مشاركت مردم در حل مسائل بهداشتي . خدمات بهداشتي بايد نيازمندترين بخش‌هاي جمعيت را در اولويت قرار داد و تحت پوشش قرار بدهد ، خصوصا" آنهايي را كه در مناطق روستايي زندگي مي كنند .اقدامات پيشگيرانه شامل مقابله با خطرات زندگي شهري و خطرات ناشي از آلودگي هوا نيز مي گردند.

وضعيت سلامتي شهروندان ايراني در دهه هاي اخير بهبود يافته‌است. گسترش تسهيلات بهداشتي و بويژه مراقبت‌هاي بهداشتي اوليه زمينه ساز رشد قابل ملاحظه اميد به زندگي شده است.

براي برخورد با مسايل و چالش‌هاي ايجاد يك نظام بهداشتي پويا وارائه خدمات بهداشتي فراگير اتخاذ اقدامات جديدي از سوي دولت و بخش خصوصي براي تداوم مراقبت‌هاي بهداشتي پايه و تقويت مبارزه با بيماري‌هاي واگير و غير واگير و فراگيرشدن مراقبت‌هاي بهداشتي ضروري‌است.

تاثير مواد آلي بر اگرو اكوسيستم

تاثير مواد آلي بر اگرو اكوسيستم :

 

در اكوسيستم هاي طبيعي مواد الي موجود در افق Aمي تواند بين 15 تا20% يا بيشتر باشد ولي در اكثر خاك كشاورزي اين ميزان 1تا 5 % مي باشد .در حالتي كه دخالت انسان كم باشد.ميزان ماده الي خاك عمدتا به اقليم و پوشش گياهي بستگي دارد . همبستگي زيادي بين مقدار ماده الي و ميزان كربن و نيتروژن خاك وجود دارد. ماده الي از اجزاي متفاوتي تشكيل شده است.كه شامل اجزاي  زنده كه خود ازريشه هاي گياهان وميكروارگانيزمها وموجودات خاك زي تشكيل شده اند واجزاي غير زنده كه بزرگترين اجزاي تشكيل دهنده خاك هستند شامل لاشبرگ ها وريشه هاي مرده  ضايعات متابلوكي  ميكروارگانيزم ها و مواد هموسي است .بين مواد الي زنده و مرده خاك دائما اثرات متقابل وجود دارد. تركيبات پيجيده كربن در بقاياي گياهي تازه سريعا تجزيه شده ودر نهيت در فرايندي بي نام هموسي شدن (Homification) دسخوش تقييرات شده ودر نهايت  هموس توليد مي كنند. بقاياي هموس داراي پلي مرهاي ارماتيك متراكمي است كه عموما به تجزيه هاي بعدي مقاوم هستند ومي توانند به صورت پايدار در خاك باقي بمانند .  مواد الي شكسته شده كه در خاك به بصورت پايدار در امدند درنهايت وارد  فرايند معدني شدن وطي اين فرايند عناصر غذايي موجود در اين مواد به صورت قابل جذب توسط ريشه گياهان آزاد ميشود بين هموسي شدن و معدني شدن تعادلي وجود دارد كه اين تعادل به عمليات زراعي بستگي دارد .

اهميت ماده آلي در خاك        

ماده آلي در خاك نقش مهمي را بازي ميكند و در پايداري كشاورزي اهمميت دارد . ماده الي علاوه بر منابع غذايي مهم كه براي رشد گياهان فراهم مي سازد در ساخت و تكامل وحفاظت خاك و نگهداري اكوسيستم خاك نيز حائز اهميت است.ماده الي خاك به عنوان جزء‌‌‌  ‌‌‌‌‌‌‌‌‌مهمي از ساختمان خاك جهت افزايش نگهداري اب وعناصر غذايي ونيز به عنوان منبع غذايي موجودات وميكرو اورگانيسم هاي خاك را فراهم مي كند ودر حفاظت مكانيكي سطح خاك اهميت دارد‌‌‌.

به محض اين كه خاك زير كشت برده شود مواد الي موجود در ان شروع به كاهش   مي كنند مگر اينكه اقدامات خاصي براي براي حفظ ان انجام شود . در نتيجه كاهش مواد الي خاك تغييرات  زيادي در خاك رخ مي دهد و ساختمان اسفنجي از بين رفته و وزن مخصوص ظاهري خاك شروع به افزايش مي كند خلل فرج كاهش و فعاليت زيستي كند  مي شود  .سرعت كاهش مواد الي در خاكهاي زير كشت به نوع محصول وعمليات زراعي بستگي دارد.بسياري از كشاورزان فكر مي كنند كه عملكرد بالا نشان دهنده يك خاك باور است اما از نظر اكولوژي كشاورزي كه در ان هدف حفظ و افزايش و تشكيل خاك وفرايندهاي حفاظتي شامل مواد الي است ،يك خاك بارور لزوما  يك  حاصلخيز نيست .در در يك كشاورزي  پايدار فرايندهاي خاك كه امكان توليد كشاورزي را فراهم مي كند (از جمله  مواد آلي) از اهميت بيشتري برخوردار هستند.